1. شهروند خبرنگاری

«پابلو اسکوبار» سلطان کوکائین دنیا را می شناسید؟

«نارکوها» برترین سریال ساخته شده دو سال اخیر توسط "NETFLIX"را از دست ندهید ! + عکس و فیلم

«نارکوها» (Narcos) عنوان سریالی است که شبکه «نت فلیکس» دو فصل آن را تاکنون منتشر کرده؛ فصل اول این سریال در 28 آگوست 2015 و دومین فصل آن در دوم سپتامبر 2016 به صورت پخش همزمان همه اپیزودهای یک فصل پخش شد. «نارکوها» که در دو فصل 10 قسمتی پخش شده، داستان زندگی «پابلو اسکوبار» سلطان مواد مخدر دنیاست.

  1. ۱ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
نوداد -

پروژه های عجیب و مهیج شبکه «نت فلیکس»، تمامی ندارد؛ شبکه ای که با ورودش به دنیای سریال های تلویزیونی و پخش اینترنتی آنها، فاز تازه ای را به روی مخاطبان گشوده است. اکنون دیگر همه علاقه مندان سریال های تلویزیونی از ویژگی خاص این شبکه های اینترنتی مطلع هستند؛ این شبکه ها همه اپیزودهای فل سریال را با هم اکران می کنند و مخاطب دیگر به انتظار هفتگی برای مشاهده یک سریال نمی نشیند اما پروژه عجیبی که شبکه نت فلیکس چندی پیش فصل دوم آن را منتشر کرد، سریالی است که می توان آن را یکی از بهترین نمونه های سریال/ مستندسازی در سال های اخیر دانست.

نارکوها

«نارکوها» را می توان یکی از مهم ترین پروژه های سریال سازی سال های اخیر شبکه های تلویزیونی دانست. سریالی درباره «پابلو اسکوبار» که او را سلطان کوکائین دنیا می دانستند؛ مردی که بزرگترین کارتل مواد مخدر دنیا را اداره می کرد و هر چند در سال 1993 در 44 سالگی کشته شد؛ اما در مدت کوتاهی موجی از خشونت و وحشت را در کشور کلمبیا به وجود آورد. عنوان سریال «Narcos» از واژه نارکو می آید که در زبان اسپانیایی مخفف «نارکوترافیکانته (narcotraficante) است و به قاچاقچیان مواد مخدر اشاره می کند.

نارکوها

همین اطلاعات جزیی، هر علاقمندی به سریال های تلویزیونی را به دیدن فیلم یا سریالی در این باره، مشتاق می کند. داستان زندگی این مرد افسانه ای، ترسناک و دلهره آور کلمبیایی اکنون در سریال «نارکوها» به شکلی ویژه بازتاب داده شده است. سریال تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا زندگی مردی را به تصویر بکشد که در دهه های 70 و 80 رهبر کارتل مشهور مواد مخدر «مدلین» کلمبیا بود و از قضا 80 درصد تجارت کوکایین جهان را در اختیار داشت.

نارکوها  

اسکوبار با تکیه بر این کارتل بزرگ، هفتمین مرد ثروتمند دنیا محسوب می شود. به همین سادگی حتی مخاطبانی که علاقه چندانی به دیدن سریال های تلویزیونی ندارند هم مجذوب می شوند داستان مردی را بشنوند که توانایی این را داشت که حمام خون به راه بیندازد و این کار را در همان سال های دهه 70 و به ویژه دهه 80 در کلمبیا انجام داد.

نارکوها

شاید یکی از مهمترین ویژگی های سریال، نوع روایت آن است؛ سریال از زبان یک پلیس آمریکایی روایت می شود که در قالب نیروهای سازمان مبارزه با مواد مخدر ایالات متحده در کلمبیا فعالیت می کند. آغاز سریال با صحنه ای تاثیرگذار از درگیری خونین در کافه ای در کلمبیا آغاز می شود؛ یک کشتار واقعی که از سوی نیروهای پلیس کلمبیایی انجام می شود.

نارکوها

راوی داستان در همان لحظه اول فیلم تکلیف خود را با مخاطبش روشن می کند. او به تماشاگر می گوید: «سرزنشتون نمی کنم اگه من رو باعث و بانی این حمام خون بدونین.» با این اوصاف داستانی که «استیو مورفی» (دیوید هالبروی) مامور سازمان مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA)، آن را روایت می کند، داستانی است درباره مردی به نام پابلو اسکوبار.

نارکوها

داستان «نارکوها» به طور ویژه و با استفاده از تصاویر واقعی و مستند که معمولا در زمان نریشن گویی «مورفی» شخصیت اصلی نمایش داده می شود، تماشاگر را با فضایی که اسکوبار در آن شکل می گیرد و تبدیل به مهم ترین رهبر قاچاقچیان مواد مخدر در دنیا می شود، آشنا می کند. اسکوبار با هوش سرشار خود در زمینه تجارت موفق می شود از خرده خلاف های ساده به بزرگترین صاحب صنعت تولید و توزیع مواد مخدر در دنیا تبدیل شود.

نارکوها

«نارکوها» از جایی آغاز می شود که آخرین سال های زندگی و قدرت اسکوبار است، یعنی سال 1989؛ اما داستان به عقب باز می گردد و داستان زندگی اسکوبار را به طور کامل بازگو می کند. داستانی پرتلاطم که ماجرای رسیدن فردی از فرش به اوج و بازگشت او به فرش است، مسیری که اسکوبار در این بین می پیماید، همان نقطه ای است که سریال نیز به آن اشاره می کند.

نارکوها

نویسندگان سریال نقطه اصلی عزیمت خود را درگیری های بین کارتل های مواد مخدر و نیروهای مبارزه با مواد مخدر کلمبیا و آمریکا قرار می دهند. در این بین حضور استیو مورفی و خاویر پنیا (پدرو پاسکال)، دو نیروی سازمان مبارزه با مواد مخدر آمریکا در کلمبیا به دلیل آن که آمریکا یکی از اصلی ترین مناطق در توزیع مواد مخدر تولید شده در کلمبیاست – و البته به دلایل شخصی – باعث می شود اتفاقات سریال شکل درستی بگیرد.

آنچه «نارکوها» را به سریالی ویژه تبدیل می کند، نگاه درست نویسندگان سریال به شخصیت پابلو اسکوبار است. آنان با دقت زیادی شخصیت اسکوبار را بررسی می کنند و از قضا نقطه قوت سریال نیز همین بررسی دقیق و دیدنی این شخصیت واقعی است. اسکوبار به زودی از تجارت مواد مخدر صاحب ثروتی هنگفت می شود که در هیچ بانکی نمی توان آن را نگاه داشت. به همین دلیل او تصمیم می گیرد وارد سیاست شود؛ اما ورود اسکوبار به سیاست با مشکلات بزرگی همره است. او که به مجلس راه یافته، در اولین جلسه با تحقیری بزرگ از آن اخراج می شود. همین اتفاق زمینه های طوفانی بزرگ را فراهم می کند. سریال تاکید وحشتناکی بر انتقام گیری های اسکوبار دارد و آن را به خوبی به نمایش می گذارد.


در این بین آنچه «نارکوها» را به پروژه ای موفق تبدیل کرده، علاوه بر کارگردانی و جلوه های ویژه، بازی های فوق العاده سریال است «واگنر مورا»، بازیگر نقش پابلو اسکوبار، آنچنان حرکات و سکنات این شخصیت واقعی و هولناک کلمبیایی را بازی کرده که در مقایسه با تصاویر واقعی و مستندی که سریال از او نمایش می دهد، دقیقا می توان به خوب بودن آن اشاره کرد. از سوی دیگر سایر بازیگران سریال نیز فضای وحشت سال های دهه 80 در کلمبیا را به خوبی نمایش می دهند. بازی ها به قدری اثرگذار است که مخاطب گاهی مجبور می شود با قاچاقچیان مواد مخدر که از انجام هر کاری هیچ ابایی ندارند، احساس همذات پنداری کند. باورپذیر خلق کردن این شخصیت واقعی که از او به عنوان شخصیتی افسانه ای یاد می شود، کار ساده ای نیست. اسکوبار مانند ققنوس، آن پرنده افسانه ای، هر بار در مخمصه می افتد، باز هم بلند می شود و از همه انتقام می گیرد.

یکی دیگر از ویژگی های سریال بازنمایی تلقی مردم کلمبیا و به ویژه شهر او مدلین، از این تاجر بزرگ مواد مخدر است. اسکوبار مردی ثروتمند در سرزمینی فقیر است. او قصد دارد با تکیه بر حرکات پوپولیستی، مردم شهر را عاشق خود کند و این همان کاری است که در دهه 80 کلمبیا – و حتی شاید امروز – هر فردی را تبدیل به اسطوره ای بزرگ می کند، اسطوره ای که خود را عاشق مردم نشان می دهد. علاقه عجیبی به فوتبال دارد و بسیار ثروتمند است. . به همین سادگی بسیاری در کارتل او جا می شوند و همه ارکان حکومت مجبور خواهند شد از او حمایت کنند. به تصویر کشیدن حرکات پوپولیستی اسکوبار از جمله مواردی است که سریال موفق می شود آن را به خوبی نشان دهد.

«چیزی که باورش بسیار غیرعادی است.» این جمله در ابتدای سریال با رنگ قرمز به نمایش در می آید. البته این جمله قسمت کوتاهی از روایت «متیو سی استرچر» است. او در توضیح واقع گرایی جادویی می گوید: «چه بر سر یک رویداد گاه بسیار دقیق و واقع بینانه می آید زمانی که به وسیله چیزی که باورش بسیار غیرعادی تلقی می شود.»

سازندگان سریال اشاره می کنند که باید برای فهم واقع گرایی جادویی سری به کلمبیای دوران اسکوبار زد؛ آنها در ادامه همین جمله به این اشاره می کنند که واقع گرایی جادویی گابریل گارسیا مارکز نیز از دیگر داشته های فرهنگی کلمبیاست. آنها می نویسند: «بی حکمت نیست که واقع گرایی جادویی در کلمبیا زاده شد.»