هرکی که مغز نداره به چوپان احتیاج داره ! + عکس ها

«میگن اگه چوپان نباشه گوسفندا تلف میشن، یا گم میشن یا گرگ بهشون می زنه یا از گرسنگی می میرن، چون مغز ندارن.

  1. ۳ هفته قبل
jpgfile_19951_631877_636763636960797086.jpg
به گزارش نوداد (سکوی اجتماعی خبر)

هرکی که مغز نداره به چوپان احتیاج داره، یه چوپان دلسوز... چوپان حکم پدر گوسفندا رو داره، آدم بدون پدر هیچی نیست...». این عبارت ها از ماندگارترین دیالوگ های فیلمی هستند که این روزها با وجود اکران همزمان با چند فیلم کمدی به فروش بالای هشت میلیارد تومان رسیده است. فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» به کارگردانی هومن سیدی به معضل مواد مخدر، فقر و خشونت حاکم در مناطق حاشیه ای شهر می پردازد. در ادامه، نگاهی به نکات قابل بررسی این فیلم از منظر سبک زندگی می پردازیم.

کوتاه درباره فیلم

«سیدی» با آثار خود نشان داده که به حوزه  اجتماعی علاقه مند است و از دیگر آثار او در حوزه کارگردانی می توان به خشم و هیاهو(1394)، اعترافات ذهن خطرناک من(1393)، سیزده(1391) و آفریقا(1389) اشاره کرد. در این بین به نظر می رسد این فیلم با توجه به روند صعودی که در فروش های هفتگی اش دارد، یکی از موفق ترین آثار اجتماعی سینمای ایران در سال های اخیر خواهد شد.

پرداختن به 8 معضل اجتماعی در یک فیلم

«مغزهای کوچک زنگ زده» فیلمی اجتماعی و مانند بسیاری از فیلم های این حوزه، تلخ و گزنده است. در این فیلم، خانواده ای در فقیرترین و پایین ترین نقطه جنوب شهر تهران زندگی می کنند و از راه تولید و پخش مواد مخدر زندگی خود را می گذرانند. برادر بزرگ تر به نام شکور در نبود پدر، رئیس خانواده و صاحب باند مواد مخدر است بنابراین همه خانواده درگیر این تجارت شده اند که بار دیگر، نقش کلیدی پدر در موفقیت یا شکست یک خانواده را نشان می دهد. جالب است بدانید که فقر مالی، فقر فرهنگی، اعتیاد، تعصب و غیرت کور، قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه، تکدی گری، آدم ربایی و ... از معضلات اجتماعی هستند که هومن سیدی به همه این ها در این فیلم پرداخته است و می خواسته مخاطبش با موثر بودن هر کدام از این هشت معضل آشنا شود و درباره عاقبت هر کدام، نکاتی را بیاموزد.

فیلمی که راهکار ارائه نمی دهد

این فیلم تنها به بازنمایی آن چه واقعیت این افراد است، می پردازد که این موضوع تا حدودی یک ضعف محسوب می شود. اگرچه از یک فیلم حتی اجتماعی نمی توان توقع داشت که به ریشه یابی یا ارائه راهکارهایی در زمینه کاهش جرم و بزهکاری بپردازد اما تنها نشان دادن صرف واقعیت نباید هدف یک فیلم اجتماعی باشد زیرا آن چه می ماند تصویری تلخ، سیاه و متاثر کننده است بی آن که تلنگری به بیننده بزند. فاصله بین تبدیل شدن یک انسان معمولی به مجرم زیاد نیست. آگاهی دادن به ویژه به نوجوانان و خانواده ها و نشان دادن راه های لغزش شاید بخشی از آن چیزی است که می توان از یک فیلم اجتماعی انتظار داشت.

از نقش اجتماعی مان غافل نشویم

همان طور که در این فیلم می بینیم، فرزند نوجوان خانواده به تبعیت از دیگر افراد خانواده، درگیر دعواهایی به بهانه تعصب و غیرت بی دلیل می شود. او شاهد تولید و پخش مواد مخدر است و با این که هرگز دوست ندارد به فردی مانند برادران خود تبدیل شود، در کنار دیگر اعضای خانواده و در محله ای پر از جرم و جنایت انتخاب دیگری ندارد و کم کم به فردی بزهکار تبدیل می شود و معصومیت خود را به تدریج از دست می دهد. موضوع مهم در این جا، نقش سازمان های اجتماعی و به طور کلی دیگران اعم از همسایه ها، فامیل، دوستان و ... است که باید با شناسایی خانواده های افراد بزهکار و مجرم به نجات دیگر افراد خانواده و آموزش آن ها بپردازند. افرادی که به نظر می رسد در این جامعه رها شده اند و فریاد رسی ندارند. نباید فراموش کرد که اگر این افراد را نجات دهیم، در اصل خود و خانواده مان را در آینده از لحاظ آسیب های اجتماعی بیمه خواهیم کرد. نکته ای که در جامعه امروز به شدت مورد اغفال واقع شده است.

فقر فرهنگی و مالی مادر جرم هاست

همچنین در این فیلم شاهد آمال و آرزوهای شخصی و بی زرق و برق هر یک از این افراد مجرم هستیم. خواسته هایی که شاید بزرگ و غیر قابل دسترس نباشند اما با توجه به محیطی که آن ها در آن زندگی می کنند و خانواده های بزهکارشان، راه دیگری جز رسیدن به خواسته های تقریبا بر حق خود از طریق ارتکاب جرم نمی بینند. باید بپذیریم که فقر مادر جرم هاست، چه فقر مالی و چه فقر فرهنگی. در «مغزهای کوچک زنگ زده» بخشی از اجتماع و شهر را می بینیم که از ابتدایی ترین امکانات زندگی بی بهره اند و برای رسیدن به نیازهای حیاتی خود و زنده ماندن راهی جز به دست آوردن پول از راه خلاف ندارند. این افراد به طور کامل از جامعه طرد شده اند و همان طور که در حاشیه شهرهای بزرگ زندگی می کنند، در حاشیه اجتماع نیز هستند. فارغ از مسیر اشتباهی که این خانواده ها طی کرده اند که باعث شده امروز در این منجلاب بیفتند، آن چه مهم است، راه برون رفت از این شرایط است که باید جامعه پذیرش آن را داشته باشد.

نقش خانواده در موفقیت و شکست افراد

خانواده به عنوان اساسی ترین و بنیان تشکیل دهنده اجتماع باید بتواند فرزندان خود را مدیریت کند و به آن ها آگاهی دهد تا به فردی مجرم بدل نشوند. البته در این راه به کسب آموزش و آگاهی و حمایت سازمان های اجتماعی نیاز است. فردی که در خانواده موفقی زندگی کرده، از شش - هفت سالگی و حتی گاهی پایین تر به نوعی وارد اجتماع می شود و عضوی از این اجتماع خواهد بود. این جاست که نقش تربیت در خانواده و تلاش سازمان های اجتماعی برای پیشگیری از جرم پر رنگ تر می شود. فراموش نکنیم که هیچ فردی مجرم زاده نشده حتی اگر در خانواده ای بزهکار متولد شده باشد.

ضرورت برنامه ریزی برای پیشگیری

در پایان این فیلم می بینیم که پلیس وارد می شود و تنها کاری که می کند، دستگیری افراد مجرم است، لابد محاکمه می شوند و به زندان می روند اما سوال این است که چند درصد این افراد بعد از طی دوره محکومیت خود و آزادی، افرادی متفاوت از آن چه بوده اند خواهند شد؟ چه آموزش ها و آگاهی هایی در دوره محکومیت خود می بینند؟ و آیا فردی متفاوت با آن چه بوده اند، خواهند شد؟ ایران به عنوان کشوری که همواره با معضل قاچاق مواد مخدر درگیر بوده، باید بیش از دیگر کشورها به آموزش برای پیشگیری از استعمال این مواد و قاچاق بپردازد. در این بین باید رسانه های اجتماعی، سازمان ها و نهادهای مربوط تلاش بیشتری در این زمینه انجام دهند. فیلمی مانند «مغزهای کوچک زنگ زده» فقط نشان دهنده وجود جرم در لایه های زیرین یک شهر است. ساخت فیلم هایی با پرداخت ریشه ای تر و البته روان شناسانه تر بخشی از رسالتی است که رسانه هایی چون سینما، تئاتر و تلویزیون به عنوان رسانه های پرمخاطب به عهده دارند و باید منتظر روی پرده رفتن شان بمانیم.

jpgfile_19951_631877_636763636964997394.jpg




همرسانی نوشتار: