1. شهروند خبرنگاری

لحظه دیدار

ملاقات مادر و دختر پس از 62 سال

مادری پس از47 سال جستجو سرانجام موفق شد با دخترش دیدار کند

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
ملاقات مادر و دختر پس از 62 سال
نوداد -

ملاقات مادر و دختر پس از 62 سال

گلدی والتمن در سال 1954 پاتریشیا لورنز را به دنیا آورد و او دختر تازه به دنیا آمده اش را تحویل زن و شوهری سپرد تا از وی مراقبت کنند. در روز پنجشنبه، مادر و دختر همدیگر را برای نخستین بار پس از آن زمان ملاقات کردند.

واتلتمن گفت: من او را رها کردم و این سخت ترین کاری بود که تا حالا در طول عمرم انجام دادم.

در سال 1954 زمانی که پاتریشیا را به دنیا آورد، واتلتمن مجرد، بیکار و باردار بود. او می گوید او از 62 سال پیش زمانی که دخترش را دست این زوج سپرد هر روز به فکر دخترش بود و برای او دعا می کرد. در حال حاضر، مادر 85 ساله وابستگی شدیدی به خانواده اش دارد. او هرگز فکر نمی کرد که دخترش را دوباره ببینید.

لورنز پس از پرواز از آلاباما، مکانی که در حال حاضر با شوهرش اقامت دارد گفت: " من برای اولین بار است که دارم مادرم را می بینم".

این ماجرا برای پنج فرزند دیگر گلدی تا پنج سال پیش تا زمان ملاقات وی با دکتر به صورت یک راز باقی مانده بود.

دکتر از گلدی پرسید که چند فرزند داری و او جواب داد 6 فرزند. کلی تیلر، یکی از دختران والتمن گفت: خواهرم در آن موقع گفت: نه شما 5 فرزند دارید و او گفت من شش فرزند دارم و به این طریق ما متوجه شدیم که یک خواهر دیگر هم داریم.

از آن زمان، جستجو تا 2 هفته پیش بی نتیجه بود، تا زمانی که چند دهه جستجو در نهایت مادر و دختر را بهم رساند.

تیلر گفت: "ما شروع به جستجو وی کردیم، اما متاسفانه ما از یک نام اشتباه، ایالت اشتباه استفاده می کردیم"

لورنز گفت جستجوی او "47 سال" به طول انجامید. او گفت "در زمانی که من 16ساله بودم این جستجو آغاز شد "

از طریق پیام ها در ancestry.com و یک تماس تلفنی، والتمن و لورنز در نهایت دوباره بهم رسیدند.

والتمن گفت: "این پتی است،" و من گفتم" اوه ".

لورنز گفت: "من همان روز با او تماس گرفتم و ما با هم صحبت کردیم، و از آن زمان همیشه با هم صحبت می کردیم".

پس از آن فرزندان گلدی، پاتریشیا را به اینجا دعوت کردند تا با اعضای خانواده دیدار کند. در طول تعطیلات آخر هفته او با بقیه اعضای خانواده ملاقات خواهد کرد.

والتمن گفت: "سرانجام من او را دیدم". "خداوند خوب بوده است. من فکر نمی کردم روزی این اتفاق بیفتد."

لورنز گفت: "من نمی دانم که چگونه آن را توضیح دهم." "من در مورد ملاقات کردن با وی و دیدن وی پس از این مدت طولانی هیجان زده شده بودم، و آن مانند این است یک واقعیت به حقیقت می پیوندند."