1. شهروند خبرنگاری

قابل توجه کتاب خوان ها

این 5 کتاب پرفروش را از دست ندهید !

اگر کتاب خوان هستید و هنوز این کتاب ها را نخوانده اید، حتما همین امروز یک سری به کتاب فروشی ها بزنید و اگر کتابی تا به حال شما را به خود جذب نکرده است، به ما اعتماد کنید و با یکی از این پنج اثر مطالعه را شروع کنید.

  1. ۱ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
کتاب های پرفروش
نوداد -

در این مطلب سعی مان را براین گذاشته ایم که پنج کتاب پرفروش این روزها را معرفی کرده و نکاتی را راجب آنها برایتان بازگو کنیم. اگر کتاب خوان هستید و هنوز این کتاب ها را نخوانده اید، حتما همین امروز یک سری به کتاب فروشی ها بزنید و اگر کتابی تا به حال شما را به خود جذب نکرده است، به ما اعتماد کنید و با یکی از این پنج اثر مطالعه را شروع کنید.

برای عوام و خواص

درباره کتاب «هنر شفاف اندیشیدن»

کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» اثر رولف دوبلی، نویسنده سوئیسی است. دوبلی در این کتاب کوشیده بر اساس مطالعات، تحقیقات و تجربیات شخصی خود و نیز اندیشمندان و صاحب نظران دیگر، خطاهای شناختی را معرفی و راجع به آنها توضیح دهد. به قول خود دوبلی، ناتوانی در شفاف اندیشی – یا به قول متخصصان، «خطای شناختی» - یک انحراف اصولی از منطق است، انحراف از افکار و رفتار بهینه، عقلانی و مستدل.

منظورش از «اصولی» خطاهایی نیست که گاهی اوقات در تصمیم گیری ها گرفتارش می شویم بلکه مقصود اشتباهات معمول و چالش هایی است که مدام بر سر راه منطق ما قرار می گیرد. الگوهایی که قرن هاست بین نسل های مختلف بشر تکرار می شوند. به عنوان مثال ما معمولا بیشتر اطلاعات خودمان را دست بالا می گیریم تا دست پایین یا اینکه خطر از دست دادن یک چیز خیلی بیشتر ما را برانگیخته می کند تا امکان به دست آوردن یک چیز مشابه.

دوبلی در نود و نه فصل این کتاب، بر اساس مشاهدات علمی، نتایج آماری، استدلال و به کمک مثال های ملموس و قابل فهم به خوبی برخی از رایج ترین خطاهای شناختی را مطرح می کند. به اعتراف خود دوبلی، فهرست خطاهای موجود در کتاب هنر شفاف اندیشیدن کامل نیست و با گذر زمان خطاهای جدیدتری هم پیدا خواهد شد.

این کتاب یک درمان قطعی یا دستورالعمل حاضر و آماده برای مبارزه با خطاهای شناختی نیست. برخی از این خطاها چنان در تار و پود ما تنیده شده اند که رهایی از چنگ شان تقریبا غیرممکن است. هدف اصلی از دانستن این خطاها این است که تا جایی که امکان دارد در زندگی روزمره گرفتارشان نشویم.

هنر شفاف اندیشیدن

بهزاد توکلی درباره ترجمه این اثر می گوید: «زمستان سال 93 کتاب هنر شفاف اندیشیدن از طریق یک دوست مهربان معرفی شد. خیلی زود به خاطر جذابیت اثر، تصمیم به ترجمه آن گرفته شد. با این حال، گرفتاری کاری، شروع ترجمه کتاب را تا اواخر بهمن به تعویق انداخت. به دلیل فاصله زمانی کم تا شروع نمایشگاه کتاب هر سه نفر تقریبا شبانه روز کار ترجمه را انجام می دادیم و گاه به گاه در جلسه هایی مشترک ابهام ها و ایرادها را برطرف می کردیم. بعد از شب زنده داری ها و تلاش فراوان و با همکاری بی دریغ نشر چشمه، ترجمه کتاب برای نمایشگاه کتاب آماده شد.

با وجود پایین بودن سرانه مطالعه کتاب در ایران، استقبال از هنر شفاف اندیشیدن فراتر از انتظار بوده به طوری که در کمتر از هفت ماه از انتشار، کتاب به چاپ پنجم رسیده است. با توجه به وضعیت نا به سامان کتابخوانی در کشور، چنین استقبالی مایه دلگرمی و امیدواریست. هنر شفاف اندیشیدن از آن کتاب ها نیست که گام هایی به سمت موفقیت یا رازهای خوشبختی را به ما نشان می دهند، این کتاب فقط می خواهد با زبانی ساده نسبت به قفس غفلت و خطاهای فکری معمول آگاه مان کند. برای فردایی بهتر، همه ما به هنر شفاف اندیشیدن نیاز داریم. 

همچنین عادل فردوسی پور درباره این کتاب گفته بود: «میزان فروش کتاب قطعا به شهرت من هم بستگی داشته اما کتاب هم کتاب خوبی بوده. یعنی فکر می کنم یکی از دلایلی که فروش بالا رفته، سفارش کردن افرادی که خوانده اند به افرادی که نخوانده اند بوده، یعنی موجش فکر می کنم در حد یکی دو چاپ تاثیر گذاشته ولی بقیه اش به خاطر این بود که خود کتاب برای عوام و هم برای خواص جذاب بوده است.

من وقتی کتاب را خواندم خیلی خوشم آمد ولی نگرانی که داشتم این بود که مثل کتاب های آنتونی رابینز و قورباغه ات را قورت بده نباشد. کتاب را برای برخی از اساتید دانشگاه تهران فرستادم و آنها گفتند کتاب گیشه ای و بازاری نیست. ملموس بودن این کتاب به دلیل آسان بودن آن است. این کتاب نود و نه فصل دارد و هر فصل سه صفحه و آدم از مطالعه آن اذیت نمی شود. به خاطر فضای موجود در این کتاب 10 بار تا حالا آن را خوانده ام و هر دفعه نکته ای جدید در آن پیدا می کنم.»

روایتی از عشق

درباره کتاب «ملت عشق»

«عشق» اثر الیف شافاک ده ها هزار نسخه فروخته است و به زبان های متعددی ترجمه شده است. ترجمه فارسی آن به قلم ارسلان فصیحی در نشر ققنوس منتشر شده است. این اثر رتبه نخست پرفروش ترین کتاب در طرح تخفیف تابستانه ارشاد را به خود اختصاص داده است.

ارسلان فصیحی درباره ترجمه این اثر می گوید: «کتاب را از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در سال 89 خریداری کردم و وقتی نگاهی به آن انداختم دیدم به چاپ سیصدم رسیده است! چیزی که در همان نگاه اول بسیار برایم جذاب بود اصل این کتاب در زبان ترکی به نام «عشق» منتشر شده که برای متمایز کردنش از کتاب های مشابه در حوزه روانشناسی و غیره تصمیم گرفتم از خود مولانا و آن بیت معروفش کمک بگیرم که «ملت عشق از همه دین ها جداست/ عاشقان را ملت و مذهب خداست» و نام کتاب شد: «ملت عشق».

ملت عشق

«ملت عشق» داستان عشق و رهایی است. روایتگر زندگی یکنواخت زنی در غرب که درگیر اندیشه های عرفانی شرق می شود.«اللا روبینشتاین» چهل ساله، در بیست سال زندگی زناشویی اش هیچ چیز جز زندگی روزمره را تجربه نکرده است. تنها دلیل و عاملی که سمت و سوی زندگی اش را تعیین می کند خانه و آسایش خانواده اش است تا اینکه بعد از بیست سال زندگی مشترک یک روز صبح تصمیم می گیرد خود را از بند این زندگی آزاد کند و سفری بی بازگشت را آغاز می کند. شاید عشق تنها دلیلی است که «اللا» را از زندگی آرام و تکراری اش جدا کرده و در مسیری پرتلاطم قرار می دهد.

این روایت، داستان زندگی اللا روبینشتاین، شخصیت اصلی رمان است که پس از بیست سال زندگی مشترک یک روز تصمیم می گیرد تا روند زندگی روزمره خود را تغییر دهد و همین تغییر، سفری بی بازگشت را برای او رقم می زند که در آن با تاریخ زندگی مولانا، شمس تبریزی، کیمیا خاتون و چند تن دیگر هم داستان می شود. این کتاب دو روایت یکی زندگی شخصی اللا روبینشتاین در روزگار معاصر در آمریکا و یکی هم روایتی از زندگی شمس و مولانا در دوران کهن را پیش می کشد.

در بخشی از کتاب «ملت عشق» آمده است: «خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرأت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم هایی شناختم. قصه هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفش های آهنی سوراخ شده؛ من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی - مولانا خودش را «خاموش» می نامید؛ یعنی ساکت.

هیچ به این موضوع اندیشیده ای که شاعری، آن هم شاعری که آوازه اش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستی اش، چیستی اش، حتی هوایی که تنفس می کند چیزی نیست جز کلمه ها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پر معنا گذاشته چطور می شود که خودش را «خاموش» بنامد؟

کائنات هم مثل ما قلبی نازنین و قلبش تپشی منظم دارد. سال هاست به هر جا پا گذاشته ام آن صدا را شنیده ام. هر انسانی را جواهری پنهان و امانت پروردگار دانسته ام و به گفته هایش گوش سپرده ام. شنیدن را دوست دارم؛ جمله ها و کلمه ها و حرف ها را ... اما چیزی که وادارم کرد این کتاب را بنویسم سکوت محض بود.

اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تاکید می کنند که این اثر جاودان با حرف «ب» شروع شده است. نخستین کلمه اش «بشنو!» است. یعنی می گویی تصادفی است شاعری که تخلصش «خاموش» بوده، ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع می کند؟ راستی، خاموشی را می شود شنید؟ همه بخش های این رمان نیز با همان حرف بی صدا شروع می شود. نپرس «چرا؟» خواهش می کنم جوابش را تو پیدا کن و برای خودت نگه دار. چون در این راه ها چنان حقیقت هایی هست که حتی هنگام روایت شان هم باید به مثابه راز درآیند.»

یک کمدی سیاه

درباره کتاب «جزء از کل»

پیمانه خاکسار با انتخاب هایش نشان داده است رمان های متفاوت را خوب می شناسد و مخاطب ها هم معمولا انتخاب های او را با خریدن و خواندن و نوشتن درباره آنها حمایت کرده اند و روی خوش به ترجمه های این مترجم جوان نشان دادند. در تازه ترین رویداد هم ترجمه وی از رمان «جزء از کل» اثر نویسنده جوان استرالیایی در شمار پرفروش ترین کتاب های طرح تابستانه ارشاد قرار گرفته است.

این مترجم درباره رمان «جزء از کل» می گوید: «جزء از کل کتابی است که هیچ وصفی، حتی حرف های نویسنده اش، نمی تواند حق مطلب را ادا کند. خواندن جزء از کل تجربه ای غریب و منحصر به فرد است. در هر صفحه اش جمله ای وجود دارد که می توانید آن را نقل قول کنید. کاوشی است ژرف در اعماق روح انسان و ماهیت تمدن سفر در دنیایی است که نمونه اش را کمتر دیده اید. رمانی عمیق و پر ماجرا و فلسفی که ماه ها اسیرتان می کند. به نظرم تمام تعاریفی که از کتاب شده نابسنده اند. این شما و این جزء از کل».

جزء از کل

بهترین پیشنهاد برای این که بدانید «جزء از کل» چگونه داستان و روایتی هست، خواندن این اثر جذاب و البته حجیم است. رمان «جزء از کل» این گونه آغاز می شود؛ «هیچ وقت نمی شنوید ورزشکاری در حادثه ای فجیع حس بویایی اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش. درس من؟ من آزادی ام را از دست دادم...»

آغاز کوبنده و غافل گیرانه و جذاب و خلاقانه اثر مانند بسیاری از آثار مهم ادبیات معاصر جهان، تکلیف مخاطب را با متن معلوم می کند و راوی – نویسنده از همان آغاز به مخاطب نشان می دهد با چه نوع نوشتار و متن و داستانی روبرو است. داستانی که قرار نیست به مخاطب باج دهد و از همان آغاز از مهمترین دغدغه اش «از دست رفتن آزادی» می گوید و در ادامه روایت همین گونه خلاق و خواندنی پیش می رود و به تعبیری اگر پاراگراف و صفحه ای را مخاطب بخواند، به سادگی نمی تواند ادامه روایت را دنبال کند.

مجتبی مقدم در یادداشتی کوتاه بر این کتاب می گوید: «جزء از کل» قرائت مدرنی است از هابیل و قابیل – مارتین و تری – با این تفاوت که تشخیص اینکه کدام شان هابیل و کدام شان قابیل است مشکل است و همین طور بازخوانی تازه ای از الگوی پدرکشی و پسرکشی – مارتین و جسپر – و البته یک جنایت و مکافات امروزی. «جزء از کل» با وجود تکیه بر بعد درون و اندیشه، انباشته از ماجرا و اتفاق و تصادف و درگیری و کشمکش های بیرونی است و تقریبا در هر چند صفحه حادثه یا ماجرایی رخ می دهد تا جایی که یادآور بهترین آثار ماجرامحور است و همین طور به شدت داستانگوست و از دل این داستان مضامین و جهان بینی خود را ارائه می دهد.

ماجراهایی که انباشته از کشمکش و غافلگیری اند. این داستانگو بودن، مخاطب را در عین تفکر و تأمل حسابی سرگرم می کند و جذابیت بالای آن موجب خوانشی لذت بخش می شود. هر چند حجم بالای آن و گاهی هجو زیاده از حد برخی از آنها موجب می شود باورپذیری اثر آسیب ببیند. تولتر علاوه بر پرداخت مضامینی چون عشق، زندگی، جنون و دیوانگی، پیوند خانوادگی، خیانت، شرارت، ارتباط با دیگری، فلسفه، مهاجرت، جرم و جنایت، مرگ و ... موضع تند و انتقادی نسبت به سیستم قضایی، آموزش و پرورش، مهاجرت، بهداشت و رسانه ها دارد.»

عشق و مخاطراتش

درباره رمان «من پیش از تو»

رمان «من پیش از تو» تاکنون شانزده بار تجدید چاپ شده است و در کنار دیگر آثاری که برشمردیم به عنوان رمان پر فروش در طرح تابستانی ارشاد معرفی شده است. جوجو مویز، نویسنده این رمان متولد 4 اوت 1969 لندن است. او درباره چگونگی شکل گیری این روایت و شخصیت هایش به نیویورک تایمز گفته بود: «داستان ها را از محیط اطرافم دریافت می کنم. به واسطه صحبت با افراد و چکیده خبرهایی که می خوانم، مطالبی در ذهنم نقش می بندد که از آنها استفاده می کنم.

گاهی شخصیت هایی به طور مجزا به ذهنم راه پیدا می کنند، سپس این شخصیت ها را به هم مرتبط و به هم گره می زنم. شاید «من پیش از تو» مفهومی ترین و اندیشه مدارترین رمانی باشد که تاکنون نوشته ام. درباره این کتاب می توانم بگویم از آنجا که دو تن از نزدیان خودم به مراقبت های شبانه روزی نیاز دارند، «کیفیت زندگی» مهمترین نکته در ذهنم برای نگارش این کتاب بود. می توان گفت آنها نیز با شرایطی روبرو هستند که می توانند انتخابی برای خود داشته باشند.»

من پیش از تو

در معرفی اجمالی این رمان و شرح خلاصه آن می توان گفت لوییزا کلارک دختری 26 ساله است که با خانواده اش زندگی می کند. او جاه طلب نیست و صلاحیت های کمی دارد و مدام از خواهر کوچک ترش، ترینا، کم می آورد. لوییزا که در تامین خانواده کمک می کند، شغلش را در یک کافه محلی از دست می دهد. بعد از چندین تلاش بی نتیجه، بالاخره یک موقعیت استخدامی خاص گیر می آورد: کمک برای مراقبت از ویل ترینور، یک مرد جوان موفق و ثروتمند که دو سال پیش در اثر سانحه موتور سیکلت فلج شده است.

مادر ویل، کامیلا، لوییزای بی تجربه را استخدام می کند تا به زندگی ویل طراوت ببخشد. در این بین لوییزا با نیتن (پرستار مسائل پزشکی ویل) و استیون، پدر ویل نیز ملاقات می کند. در آغاز به خاطر اوقات تلخی و رنجش ویل، رابطه او و لوییزا سخت است. وقتی دوست دختر سابقش، آلیشا با بهترین دوستش، رابرت ازدواج می کند اوضاع بدتر می شود. کم کم با مراقبت های لوییزا، ویل روشنفکرتر می شود. لوییزا متوجه مچ های زخمی ویل می شود و بعدا می فهمد وقتی کامیلا درخواست او مبنی بر مرگ آسان از طریق دیگنیتاس را رد کرده، اقدام به خودکشی کرده است. بعد از این ماجرا قرار شد ویل شش ماه زندگی کند و بعد درباره مرگ آسان تصمیم بگیرند...»

مریم مفتاحی مترجم اثر درباره رمان «من پیش از تو» می گوید: «قطعا رمان «من پیش از تو» یک شاهکار ادبی به آن مفهومی که منتقدان ادبیات انتظار دارند نیست یا اثری که در دانشگاه تدریس شود اما اصلا یک کار معمولی هم نیست. ظرافت و پرداخت جزییات از نظر من بسیار خوب انجام شده. به قول خوانندگان با خواندن تاب هم فیلمش را در ذهن دیدند و هم شنیدند. من این رمان را در زمره رمان های همه پسند قرار می دهم که شامل طیف وسیعی از خوانندگان می شود. از نظر من رمانی است که می توانم بگویم از نگاه جدی خوان های ادبیات حرف و پیام ارزشمندی دارد و پیام و تفکر در آن نهفته است.

طیف خوانندگان رمان های عامه پسند درست که وسیع است و از نظر شمار زیاد هستند اما می بینیم از نظر ذهن و اندیشه در محدوده خاصی قرار دارند در صورتی که می بینیم خوانندگان رمان «من پیش از تو» فراتر از این محدوده قرار دارند. از طرفی، قلم نویسنده و پرداختی که به رمانش می دهد، کارش را پر مایه می کند و غنایی به کتاب می بخشد که موجب می شود سطح رمان از یک اثر معمولی بالاتر برود و خاص شود.»

از نو ساختن

درباره زمان «پس از تو»

کتاب «پس از تو» نوشته «جوجو مویز» و ترجمه «مریم مفتاحی» است. این رمان در ادامه رمان قبلی این نویسنده با نام «پیش از تو» نوشته شده است. جوجو مویز، روزنامه نگار و نویسنده انگلیسی متولد 1969 لندن، فارغ التحصیل دانشگاه لندن و یکی از معدود نویسندگانی است که دو بار موفق شده جایزه داستان بلند رمانتیک سال را از انجمن رمان نویسان رمانتیک دریافت کند.

رمان «پس از تو» روایت ساده ای است از زبان لو کلارک که تلاش می کند زندگی را از سر بگیرد و شروع دوباره ای داشته باشد. حالا که تحولات زیادی در او ایجاد شده است، به خودباوری و اعتماد به نفسی می رسد که به او کمک می کند تا با یک زاویه دید جدید به زندگی خودش بنگرد و پس از ضربه ای که در خصوص عشق می خورد، از خانواده اش فاصله بگیرد و به شهر بزرگی مثل لندن برود و زندگی مستقلی در پیش بگیرد.

پس از تو

در ابتدای داستان او به پاریس سفر می کند و مدتی تنهایی در اروپا می گردد و تجارب جدیدی کسب می کند. این دختر ساده که حالا بر خودش مسلط شده است به چنان خودباوری و اعتماد به نفسی می رسد که زندگی کردن در شهری مثل لندن را یاد می گیرد و می تواند از عهده خودش بر آید.

او یاد می گیرد که ذات زندگی عاری از توقف است و او نیز به عنوان ذره کوچکی از این هستی لایتناهی باید به راهش ادامه دهد و هرگز باز نایستد. او دوباره دل می بندد ولی اجازه نمی دهد که این دل بستن بندی ایجاد کند و او را در خود اسیر نماید. اجازه نمی دهد این دلبستگی او را از خودش بگیرد و دنیا را برایش کوچک کند بلکه برعکس عشق دوباره کمک می کند تا به دورنمای وسیع تری از زندگی برسد و به راهش ادامه دهد. آگاهانه شرایط را برای خودش به گونه ای می سازد که این دلبستگی به رهایی او بینجامد، نه اسارتش.

روایت داستان از جنس زندگی است. اصلا خود زندگی است. ولو کلارک، شخصیتی از جنس زندگی. روایتی است برای آنانی که می انگارند با از دست دادن محبوب خویش، این زندگی پایان رسیده است. داستان رمانی است انسانی که بن مایه های عمیق امیدواری در روایتش به وضوح دیده نمی شود.»

جوجو مویز، نثری تاثیرگذار و پر احساس دارد و او درباره چگونگی نوشتن و برای بالا بردن اثرگذاری عاطفی داستان هایش می گوید: «اگر خودم موقع نوشتن یک صحنه حساس احساسی و پرهیجان به گریه نیفتم، می فهمم صحنه را به خوبی پردازش نکرده ام. هر وقت می خواهم در خواننده هنگام خواندن حسی برانگیخته شود اول از همه این حس باید در خودم برانگیخته شود. اگر این حس در خودم برانگیخته شود، می فهمم از عهده کارت برآمده ام. این روش من برای ارزیابی نوشته هایم است.»

این نویسنده مانند بسیاری از نویسندگان دیگر بخش مهمی از روایت هایش را از جهان پیرامون می گیرد و در این باره می گوید: «داستان ها را از محیط اطرافم دریافت می کنم. به واسطه صحبت هایی که با افراد می کنم و چکیده خبرهایی که می خوانم، مطالبی در ذهنم نقش می بندد که دیگر از ذهنم دور نمی شوند. گاهی شخصیت هایی به طور مجزا به ذهنم راه پیدا می کنند، سپس این شخصیت ها را به هم مرتبط می سازم و به هم گره می زنم.»

یوسف علیخانی مدیر نشر آموت درباره رمان «پس از تو» می گوید: «نویسنده در این کتاب گرفتاری هایی را که ممکن است برای یک دختر پیش بیاید، تعریف می کند. همه می دانیم که وسایل ارتباط جمعی این روزها بسیار فراگیر شده و ما متاسفانه به برخی آسیب های این وسایل بی توجه هستیم، آسیب هایی که گاه می تواند باعث نابودی یک دختر شود. در این رمان می خوانیم که به دلیل استفاده نادرست از وسایل ارتباط جمعی، مشکلاتی برای شخصیت دختر داستان پیش می آید که اگر حمایت های خانواده نبود، امکان داشت که آن دختر نابود شود.»