1. شهروند خبرنگاری

نبرد بین خیر و شر

نویسنده، منتقدهنر عکاسی و البته قصه گو

داستان ما، داستان آن قومی است که در میان ایمان و حرص آزشاند، آویزان مانده اند یک آونگ دلنگان، گاه به این وگاه به آن سو میروند. قومی که من آن را دلنگان نام گذاشته ام و سرگذشتشان را در کتابم روایت کرده ام.

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
مریم روشن فکر
نوداد -

پیشینه مریم روشن فکر

لیسانس فیلم نامه نویسی، فوق لیسانس گرافیک، به مدت 6 سال یک آموزشگاه هنری را ادراه میکند، منتقد هنری در زمینه عکاسی خانوم روشن فکر نویسنده و قصه گو هستند، عضو گروه سی هشتم که از سال 1382 در زمینه هنری فعالیت میکنند  و حدود 10 نمایشگاه گروهی کار کردند.

عنوان نمایشگاه؛ ذرات بنیادین

اشاره میکند؛ به ذراتی که هستند؛ ولی در  مورد چیستی و چگونگی آن ها دچار تردید هستیم، یک جور وضعیت نامعلق، نامشخص،

که بچه ها هر کدوم این موضوع را مربوط دادن به تجربیات شخصی خودشون، هر کس از زاویه دید خودش به این موضوع نزدیک شده.

دنیایی که سراسر جنگ، خشونت؛ مهاجرت و ...... می باشد.

ذرات بنیادین

خانم روشن فکر در مورد افسانه قوم دلنگان توضیحاتی دادند و همچنین راجع به کتابی که نوشته بودند، و این که چقدر کارهاشون رابطه مستقیمی با زندگی شخصی شون داره،دلنگان یعنی؛  آویزان، که یک واژه یا اصطلاحه که ما در بعضی از شهرهامون از این واژه استفاده میکنیم ؛ دلنگان یعنی بین دو چیز مانده که این حس خود خانم روشن فکر نسبت به زندگی شخصی شونه و تبدیل کردن این حس به قصه یا جهانی کوچک، که این جهان کوچک ابتدا داره ولی انتهایی باز دارد.

مجسمه های خانوم روشن فکر سنبلی هستند از درون احساسات، و فانتزی های ذهن ایشون که به نوعی جهان جدیدی را خلق کردند. و اینکه این مجسمه ها نیکی رو می بلعند و چیزی جز پلیدی و زشتی به جا نمیزارن، مجسمه ها نمادی از خیر و شر هستد که در بیش تر مواقع شر بسیار بزرگ و نیکی بسیار کوچک است.

شر خیر را می بلعد

مجسه خیر و شر


 نگار خانه لاله