1. شهروند خبرنگاری

«الیف شافاک» زن محبوب رمان دوست های ایرانی در این روزها

رمانِ «ملتِ عشق» پدیده پر فروش بازار کتاب

الیف شافاک در ایران نیز مانند خیلی از کشورهای دنیا به یک نویسنده بی نهایت خوش فروش تبدیل شده است. موجی که نزدیک دو سال است با انتشار رمان «ملت عشق»اش راه افتاده است، هنوز هم ادامه دارد.

  1. ۲ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
الیف شافاک
نوداد -

راز این فروش چیست؟ بی تردید کسی پاسخی دقیق برای این پرسش ندارد؛ چه بقیه کارهای شافاک هم چنین توفیقی در بازار ایران نداشته اند اما با کمی جستجو می توان دید که در چند سال گذشته جامعه متوسط کتاب اخوان ایران به آثاری که به نحوی ارتباطی داشته با ماجرای شمس و مولانا واکنش مثبتی نشان می دهند.

حتی اگر بازخوانی خاصی از این جنس عرفان باشد. مثلا یکی از عامه پسندترین آثار مرحوم زرین کوب یعنی «پله پله تا ملاقات خدا» تا مدت ها در سبد خرید کتاب خانواده های ایرانی در سال های دهه هفتاد و حتی هشتاد قرار داشت. همین طور است توجه عجیب جامعه ایران به رمان زرد و کم ارزشی چون «کیمیاگر» از پائولو کوبیلو یا رمان فوق العاده پرفروش کیمیا خاتون از سعیده قدس که چندان توجهی بین کتاب خوان های جدی برنیانگیخت اما به اثری پرفروش تبدیل شد. در واقع می توانم چندین و چند مثال دیگر بزنم که با این محوریت عرفان مولوی وار یا برگرفته از آن به فروش های بسیار خوبی دست پیدا کرده اند.

شافاک نویسنده بسیار جوانی است. او هم اکنون چهل و چهار سال سن دارد و در اوج شهرت است بین نویسندگان ترکیه امروز، فروش های عجیب و غریب آثارش از جمله همین کتاب «عشق» (که در ایران به ملت عشق ترجمه شده) نه فقط در سرزمین مادری که در کشورهای فرانسه زبان و انگلیسی زبانه نیز مصداق دارد.

البته او در فرانسه به دنیا آمده و سال هایی نیز در آنجا زیسته است و یکی از اولین حامیان او همین فرانسوی ها بودند اما او نویسنده بسیار باهوشی است. یک فمینیست در کشوری اسلامی که توانسته در جو مردانه ادبیات ترکیه رشد کند و مدام هم بر این نکته تاکید می کند. او از محصولات مهمی است که در دوران پاموکیسم در ادبیات ترکیه به وجود آمده است؛ جریانی که مشخصا تحت تاثیر فراوان از پاموک به وجود آمد و البته به هیچ وجه تا الان به او نزدیک هم نشده است.

شافاک فارغ از درون مایه همه پسندی که در آثارش وجود دارد، استاد مدیریت رسانه هاست. درباره جریان های سیاسی اظهار نظر می کند. مانند پاموک سر قضیه کشتار ارامنه به دست دولت عثمانی کتاب و متن می نویسد و کارش به دادگاه هم می کشد. روزنامه نگاری پر کار است و در کنار تمام اینها سراغ مفاهیمی می رود که انگار هیچ وقت کهنه نمی شوند. عشق شرقی و بازخوانی اش در ادبیات در صورتی که کمی خلاقانه و نوآورانه باشد، همیشه بازار خوبی دارد. شافاک از همین امر بسیار خوب استفاده می کند و پرورش اش می دهد.

او به هیچ وجه رمان نویس مبتذلی نیست اما در زمره نویسنده های بدنه طبقه بندی می شود که جریان های بازار را خوب می شناسند. مثلا در یکی از رمان هایش به نام «شیرِ سیاه» که گویا به فارسی هم ترجمه شده است درباره مشکلات فرزنددار شدنش نوشته؛ کتابی پرفروش که برای انبوهی از زنان اهمیت دارد یا آخرین کتابش باز تمی عارفانه دارد و شبیه همین رمان عالم گیر «ملتِ عشق» است.

ظهور چنین نویسندگانی که بازار فروش موفقی دارند و در رده بست سلرها طبقه بندی می شوند همیشه برای اقتصاد ادبی اهمیت داشته است. از سویی این دست نویسندگان داستان گوهای بسیار خوبی هستند که ساختارهای پیچیده ای هم ندارند و می توانند طیف وسیعی از مخاطبان جهانی را به خود جلب کنند. هر چند شاید بین خاص خوان های ادبیات جایی چندان برای الیف شافاک و آثارش وجود نداشته باشد اما نمی توان کتمان کرد که او موفق شده در ادبیات کشوری که نمادی چون پاموک دارد و به شدت هم مذکر است، سر برآورد و پیشرفت کند.

بازار ایران نیز در دو سال گذشته به این نویسنده به ملت عشق اش روی خوش نشان داده است و جالب این که در طرح تابستانی ارشاد، این رمان در رده نخست فروش قرار می گیرد، کنار آثار همه پسند دیگری از یک نویسنده به نام جوجو مویز و البته رمانی خاص چون «جز از کل». ترکیبی دلگرم کننده که نشان می دهد جامعه تا چه حد تشنه قصه شنیدن است و کمی هم احساس و متافیزیک؛ چیزی که شافاک به آنها هدیه اش می کند.