1. شهروند خبرنگاری

عکس های مجموعه‌ی" آرامگاه"

گپ و گفتی خودمانی با عکاس واقعیت ها «علیرضا معماریانی»

عکاسی زبانی است برای اتقال پیام و خبر به تمام ابنای بشر. این شاید ساده‌ترین تعریفی ست که می توان برای توصیف هنری به کار برد که محصول مدرنیسم است و در آغاز وسیله ای بود برای سرک کشیدن به دنیاهای جدید و آشنا شدن با گوشه هایی دور از جغرافیای زیستی شهروندان هر نقطه از جهان. و این مهمترین کارکرد عکسی بود در آغاز.

  1. ۱ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
گپ و گفتی خودمانی با "علیرضا معماریانی"
نوداد -

در عین حال عکاسی هنری است تاویل پذیر که هر کس به میزان درک و تجربه و آگاهی خود می‌تواند سهمی از دنیای عکس داشته باشد و زبان مشترکی است که در هر جغرافیا و زمانی برداشتی متفاوت را ارائه می‌دهد.

عکاس واقعیت دنیای اطرافش را با نگاهی که خود می‌پسندد و می بیند به مخاطب خود می نمایاند تا او نیز با برداشتی شخصی در دنیای آن شریک شود.

علیرضا معماریانی عکاسی را از سال 1383 آغاز کرد و در گذراندن واحدهای عکاسی در دانشگاه بیشترین تاثیر را از سینما و به خصوص سینمای اروپا گرفت. 

در سالهای بعد همچون مشتاقان عکاسی دوربینش از او جدا نشد و همیشه همراهش بود. اما آنچه معماریانی را بیش از همه به جامعه‌ی عکاسی شناساند، عکس‌های او از جزیره هرمز بود. او بیش از سه سال در این جزیره زندگی کرد و اقلیم خاص و یگانه‌ی جزیره و زیستن کنار مردم جنوب به همراه صبر و حوصله‌ی او مجموعه‌ای را فراهم آورد که هر روز بیش از پیش مورد توجه قرار می‌گیرد.  

مجموعه‌ی" آرامگاه" بر پایه‌ی یکی از مشاغل مهم مردم هرمز بنا شده. 

تابلوهای ساخته شده بر مبنای چیدمان ماهی‌های خشک شده و تصویر روستاییان و اهالی در کنار آن. عکس‌هایی از این مردم در طی گذران روزمرگی خود در دنیایی غریب برای ما و حتی خود او در ابتدا. 

گپ و گفتی خودمانی با "علیرضا معماریانی"

معماریانی برای نزدیکی به آنها خود بخشی از آنها شده تا راحتی و صمیمیتی به وجود بیاید که او را بپذیرند. "من برای اینکه به آنها نزدیک شوم خودم ماهی خشک کن شدم. یکی از خودشان. اینطور بود که به من اعتماد کردند و اجازه دادند تا از آنها عکس بگیرم."اعتمادی که رفته رفته پررنگ تر شد و از سوی بومیان پذیرفته شد. دوره‌ای جالب که مستندی هم در دل آن ساخته شد. هرچند هنوز به علت مشکلات مالی و عدم حمایت نهادها تکمیل نشده و نتوانسته رنگ پرده را ببیند. 

گپ و گفتی خودمانی با "علیرضا معماریانی"

معماریانی کار خود را به نوعی بازی تشبیه می‌کند. "این کار به نوعی یک بازی است. بازی با واقعیت یا به نوعی شکافتن واقعیت. افراد زیادی هم در عرصه‌هنر این کار را انجام داده اند و جریانهای خلاقه‌ای از آن بیرون کشیده‌اند. در سینما ورنر هرتسوگ و عباس کیارستمی شاخص‌ترین افرادی هستند که این نوع برخورد با واقعیت و بازی با آن را انجام داده‌اند. به این صورت که مفاهیم مورد نظر هنرمند از دل یک واقعیت موجود بیرون کشیده شود و به مخاطب ارائه شود . و اساساً به نظر من بخش عمده‌ای از اصالتی که هر اثر هنری باید داشته باشد در دل واقعیت مستتر است"

گپ و گفتی خودمانی با "علیرضا معماریانی" 

انتخاب هرمز به عنوان مکانی بکر و بدیع با مناظری خاص و اقلیمی منحصر به فرد بستری را فراهم کرد تا نگاه او به زندگی در فضایی جدید ثبت گردد. مردمانی سختکوش و به شدت فقیر ولی قانع که با حداقل‌ها در حال زندگی هستند و سادگی و بی‌پیرایگی آنها را می‌توان در تک‌تک فریم‌ها مشاهده کرد." در طی دوران عکاسی سفرهای زیادی کرده‌ام. به گوشه‌های مختلف ایران سفر کرده‌ام . اما به محض اینکه به هرمز رسیدم، اتمسفر جادویی‌اش، کوه‌های مینیاتوری‌اش ، تنهایی اش و ... مرا درچنبر خود گرفت و تصمیم گرفتم بمانم و مدتی آنجا عکاسی کنم" و این دوره سه سال طول کشید." شیوه‌ی عکاسی من طوری است که باید صبر کنم، خوب نگاه کنم، عمیق شوم و بعد آنچه را که به آن رسیده‌ام در خودم غربال کنم و به هماهنگی کامل برسم و در انتها این هارمونی را پیاده کنم." 

در میان عکاسان امروز او خود را بیشتر وفادار به شیوه‌ی عکاسان گذشته می‌داند "عکاسی به ابزار ثبت واقعه تبدیل شده. خصوصاً هم‌نسلان من. و دیگر کمترکسی عمیق نگاه می‌کند. این سبب خواهد شد تا اصالتِ واقعیت از بین برود و دوربین به جای آنکه کارکرد رسانه‌ای داشته باشدو سبب اتصال سوژه و مخاطب گردد بدل به حائلی بین آنها می‌شود."