شاهزاده ای در شهر قحطی زده + عکس

تاریخ نشان می دهد که ایرانیان، در زندگی غم بارِ رعیت وار خود در عصر قاجار، هیچ گاه در هنگامه سخت قحطی های بزرگ گندم و قوت روزانه، مرفه الحال و فارغ البال نبوده اند و حکومت و حاکمان وقت، مصلحت های کلان سیاسی خود را، بر تامین رفاه و آسایش مردم ترجیح می داده و حتی، خود آنان بودند که زمینه را برای بروز قحطی ها هموار می کرده اند.

  1. ۶ روز،۱۴ ساعت قبل
  2. ۰
شاهزاده ای در شهر قحطی زده!
به گزارش نوداد (سکوی اجتماعی خبر)

منابع تاریخی تصریح می کنند که قحطی های روزگار ناصرالدین شاه، افزون بر آن که نتیجه کاهش نزولات جوی بوده است ، با سودجویی برخی دولتمردان که در واقع حاکمانِ بزرگ زمین دار محسوب می شدند و به احتکار گندم دست می زدند، ارتباط مستقیم داشته است و در نتیجه، اگر مبارزه ای با قحطی هم انجام می شد، از جانب خود مردم و به انحای مختلف صورت می گرفت. در این بین، ادبیات داستانی و خاطرات، بهترین داده ها را به جست وجوگران تاریخ اجتماعی می دهد. این داده ها، هرچند ارتباط مستقیمی به مثلاً، قحطی روزگار ظل السلطان، فرزند ناصرالدین شاه و حاکم مستبد اصفهان، ندارد، اما مشی او و حاکمان شبیه به او را می نمایاند؛ قحطی هایی که در سال های بعد از حاکمیت ناصرالدین شاه، در اثر سودجویی محتکرانی به وجود آمد که با منفعت جویی های شخصی و به ویژه با سوء استفاده از موقعیت بحرانی جنگ های جهانی اول، درصدد آن بودند که گندم و غله زمین های پهناور خود را به ارتش روسیه و انگلیس بفروشند و آن را از مردم خودشان دریغ کنند. این سوءرفتار، به بحران های اجتماعی بزرگی منجر شد که بازتاب هایی از آن را، مثلاً در روایت «شکر تلخ»، نوشته جعفر شهری می توان به تماشا نشست. چنان که پیداست، قحطی ها برای مردم تنگدست روستاهای ایران، بحران روانی بزرگی بوده است که هرگونه خشم و شورشی را می توانست به دنبال داشته باشد؛ اما حاکمان، معمولاً در برابر چنین بحران هایی منفعل بودند؛ حتی منفعل تر از ظل السلطانی که در منابع تاریخی، ستمکار معرفی شده است و شاید در این بین، ظل السلطان در برخورد با موضوع قحطی در دارالحکومه اش، فعال تر از دیگر حاکمانی عمل کرده باشد که آن ها نیز دچار بحران قحطی بوده اند.





همرسانی نوشتار: