1. شهروند خبرنگاری

با هنرنمایی شبکه ۳ و استاد خیابانی

پرسپولیس برد، جان بیننده تلویزیون به لب رسید!

  1. ۴ ماه قبل
  2. ۰
تلویزیون جفت پا روی مخ بیننده
نوداد -

در حالی که سال ۲۰۱۶ از نیمه گذشته در این گوشه تقریبا منزوی دنیا، قدرت رسانه ای تلویزیون دربست در اختیار خواصی قرار دارد که انگار صبح را با نیت هرچه بیش تر خاکشیر کردن اعصاب و رژه رفتن روی روان مخاطبان میلیونی و البته بدون حق انتخاب خود آغاز می‌کنند.

در آخرین هنرنمایی اساتید جام جم، مواردی به ثبت رسید که انگار به قصد شکستن رکورد تِرِکمان های قبلی طراحی و اجرا شده باشند. در حالی که استاندارد تصویری HD با ورود استاندارد های باکیفیت تری نظیر 4K نفس های آخر را می‌کشند، مسابقات مجهزترین استادیوم ورزشی کشور یعنی آزادی با کیفیت آنالوگ پخش می‌شود یعنی حتی پایین تر از SD جد بزرگ HD در حال کهنه شدن!

حال تصور کنید بازی در یکی از استادیوم های خارج از تهران و در روشنایی روز قرار است پخش شود، نتیجه این می‌شود که کیفیت مسابقه بیشتر شبیه به کلیپ های قدیمی که با دوربین های ۱ مگاپیکسلی گوشی ها موبایل گرفته اند به خورد خلق الله چپانده می‌شود و مجریان از ۱۰ دقیقه به پایان بازی مانده شروع به خواندن تشکرنامه های خالصانه نسبت به هم صنفی ها و همکاران «زحمت کششان» می‌کنند. ذکر خیری هم نثار روح گزارشگران مراکز استانی کنیم که چنان یکطرفه بازی را به نفع همشهریان خود گزارش می‌کنند که انگار تیم حریف از عربستان یا اسرائیل پا به استادیوم آن‌ها گذاشته.

اما امروز عصر تماشاگران تلویزیونی فوتبال و به خصوص هواداران پرسپولیس شاهد نوع جدیدی از دستاوردهای بی پایان صدا و سیما و بخش پولسازِ ورزش آن بودند. قبل از شروع بازی و پس از پخش نزدیک به نیم ساعت آگهی که تماشاچی زبان بسته مجبور به دنبال کردن محتوای نازل و خنک اغلب آنهاست، ۱۰ دقیقه ابتدایی بازی تصویر روی تیتراژ نخ نمای برنامه های فوتبالی یعنی قطعه Kernkraft 400 و بدون گزارشِ گزارشگر مرکز تبریز پخش شد.

این اول کار بود و کیفیت تصاویر دریافتی از چنان وضوح پایینی برخوردار بود که انگار تصاویر با کمک دوربین ها مداربسته بانک ها گرفته شده باشند اما فاجعه اصلی زمانی شروع شد که همزمان با پخش مسابقه تیر اندازی بانوی ایرانی حاضر در المپیک، تصویر تلویزیونی به دو بخش تقسیم شد و بینندگان شاهد هنرنمایی استاد خیابانی با پرسش هایی از گزارشگر «فرعی» مسابقه بودند. سوالاتی که اگر ویژه خود استاد نباشند قطعا کپی رایت آن متعلق به جنابشان خواهد بود. از مسئول پخش تصاویر تلویزیونی هم اگر دستمان رسید باید بپرسیم بنا به کدام منطق زمانی که فوتبال و المپیک اینچنین در یکدیگر تنیده شده اند، تصویر تمام قد چهره منور جناب استاد در حال پرسیدن پرسش هایی با مضمون «حاج آقا مَسئلتاُ» از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شود؟

مسلما المپیک اهمیت فراوانی برای قشر بزرگی از جامعه ایران دارد و اسباب بروز افتخارات و گاها غرور برای عده ای از هم میهنانمان می‌گردد اما چرا باید مسابقه فوتبالی که به مدد امدادهای غیب و تبصره های عجیب و غریب رقم هنگفتی نصیب سیما می‌کند (عبارت بهتر شاید مکیدن خون فوتبال توسط صدا و سیما باشد) و میلیون ها نفر بی صبرانه روزشان را برای فراموشی گوشه ای از سگ دو زدن‌هایشان با آن سپری می‌کنند، ناگهان و به دلخواه تهیه کننده و مجری تلویزیونی با ذکر عبارت بی سر و تهی مانند «حتما خوشحال میشید که پخش فوتبال قطع بشه تا المپیک رو ببینیم» به طرز فجیعی به صورت تکه پاره برای هواداران فوتبالی، آن هم در دو شبکه و به صورت همزمان پخش شود؟

در نهایت تعجب، پرسپولیسی که مسابقه را برد و به صدر جدول رسید نتوانست به قشر بزرگی از هوادارانش آرامش اعصاب و شادی هدیه دهد. به هر روی این هم یکی از عجایب پرشمار «فوتبال فارسی» ماست.