مردی شبیه تختی که می خواست بدل تختی باشد اما... + فیلم و عکس

از در که وارد شد یک لحظه فکر کردیم خود تختی است. خودش هم می گوید همه او را با تختی اشتباه می گیرند حتی خودش هم دچار این سوء تفاهم شده وقتی با گریم روبه رو ی آیینه نشسته. اما خسرو نظافت دوست که از بچگی دور و بر جهان پهلوان تختی بوده و بعدها قرار بود نقش او را در فیلم مرحوم علی حاتمی بازی کند، می گوید: «اگرچه در کودکی سعی می کردم موقع راه رفتن جا پای جای تختی بگذارم اما او یک نفر است و دیگر تکرار نمی شود...»

  1. ۸ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
لینک های دانلود: mp4 (۴۳٫۵ MB) webm (۱۳٫۳ MB)

خسرو نظافت دوست حرف های زیادی در مورد جهان پهلوان دارد، حرف های نظافت دوست که خودش هم نایب قهرمانی آسیا و قهرمانی تورنمنت های داخلی و بین المللی را در کارنامه اش دارد می تواند جالب باشد.

 از تختی شروع کنیم یا شما یا فیلم تختی؟

 همه این موارد برای من خاطره است. از هر کدام که شما دوست دارید شروع کنیم.

 شما شخصاً با تختی برخورد نزدیک داشتید؟

 آن موقع که بچه بودم اسم آقاتختی همه جا بود. تختی اهل خانی آباد بود و ما هم آن جا زندگی می کردیم. از بچگی عاشق تختی شدم. اسمش را می شنیدم کیف می کردم.

 تختی چه چیزی داشت که این قدر محبوب شد؟

 از قدیم گفتند پهلوان زنده را عشق است، خیلی ها بعد از قهرمانی فراموش می شوند. اما الان بعد از گذشت 39 سال از فوت «تختی» بچه پنج ساله هم او را می شناسد. تختی یک نفر بود و دومی نداشت. 15516 ساله بودم که می رفتم تمرینات تختی را از نزدیک می دیدم. می رفتم دم سالن تمرینش می ایستادم. تختی یک فورد داشت که همیشه با آن می آمد تمرین. رویم نمی شد بروم جلو سلام کنم. اما بالاخره یک بار سلام کردم خیلی گرم جوابم را داد و یه دستی کشید روی سرم که هنوز یادم نرفته است.

 پس تمریناتش را هم از نزدیک دیده بودید؟

 آره. عادت داشت آخرین نفر از سالن تمرین بیاید بیرون. یک بار هم بعد از تمرین یک بنده خدایی آمد و به تختی گفت که کارمند راه آهن است و کارش آن جا گیر کرده. تختی بهش گفت فردا ساعت 9 بیا دم در راه آهن تا کارت را راه بیندازم. به این می گویند مرام پهلوانی. الان کسی تا ازت پولی نگیرد نمی آید کار تو را راه بیندازد.
تختی استثنا بود. خداوند به بعضی ها محبت ویژه ای دارد و کاری می کند که بعضی ها دوست داشتنی شوند. زمان تختی، بقیه کشتی گیرها هم برای خودشان اسم و رسم داشتند اما مردم فقط دنبال تختی بودند. تختی یکی بود مثل پوریای ولی و برای مردم اسطوره بود. الان هر کسی یک کار کوچک هم می خواهد انجام بدهد باید عالم و آدم بفهمند اما تختی اهل خود نشان دادن نبودن و برای همین خیلی محبوب شد.

زمان زلزله بوئین زهرا هم از محبوبیتش استفاده کرد؟

پدرم تعریف می کرد که تختی یک روز هشت صبح یک جعبه دستش گرفت از توپخانه راه افتاد به سمت بالای شهر مردم ناخودآگاه پول درون جعبه او می ریختند. آن هم فقط به خاطر تختی بعد هم که وارد لاله زار شد همه از طبقات بالا دو تومانی و پنج تومانی می ریختند پایین که آن زمان پول زیادی بود. اما چند سال قبل که برخی قهرمان می خواستند سر زلزله بم کمک کنند، مردم به سختی به آن ها پول می دادند.

تختی در زمان افولش هم بین مردم محبوب بود؟

او هـمیشـه بین مردم بود. اگر هم می خواست خودنمایی نکند مردم می رفتند سراغش و می آوردنش داخل میدان. اما الان اگر کسی ببازه یک کاری می کنند که جلوی چشم مردم نیاید. 
البته کشتی آن زمان با الان فرق داشت. مثلاً اگر تیمی از خارج به ایران می آمد هر کشتی گیری دست رقیبش را می گرفت و از او مثل مهمانش پذیرایی می کرد.
یکی از دوستان تختی می گفت مدوید که یکی از کشتی گیران معروف روس بود آمد تهران و تختی دعوتش کرد خانه. اما هر چه اصرار کرد، مدوید حاضر نشد روی مبل بنشیند و روی یک صندلی کوچک نشست، تا نشست، آن قدر سنگین بود که صندلی شکست! آن موقع همه با هم دوست بودند. اما الان اصلاً مهمان را داخل خانه راه نمی دهند.

تختی نقطه ضعف هم داشت؟

کم حرف و مظلوم بود. نمی توانست از حقش دفاع کند چون اگر می خواست این کار را انجام بدهد مردم می گفتند که این آدم پهلوان نیست. حتی یک بار سر این قضیه یک سیلی هم خورد که نمی توان داستان آن را گفت. اما به نظر من او عیب دیگری نداشت.

دوستانش درباره او چه می گفتند؟

این که او در مقابل زنان خیلی تواضع و حیا داشت. راحت بگویم خجالت می کشید که جلوی زن بایستد.

دوستان تختی به او حسادت می کردند؟

اجازه بدهید این بحث را باز نکنم. چون هـمه آن ها پیشکسوت من هستند و نمی خواهم خدای ناکرده ناراحتی پیش بیاید.

داستان شکست تختی از امامعلی حبیبی چه بود؟

آن ها اصلاً در یک وزن نبودند. حبیبی وزن پنجم بود و تختی وزن هفتم. یک بار سر یک کشتی پهلوانی، حبیبی ادعا می کند که تختی را نیم تیغ کرده یعنی یک کتف او را به تشک زده که معنای آن در کشتی پهلوانی برنده شدن است. اما تختی این موضوع را قبول نداشت و داوران هم به نفع تختی رای دادند. سر این قضیه بحث شد. حبیبی قهر کرد و از یک طرف رفت، تختی هم از طرف دیگر. اگر کشتی معمولی بود. تختی، حبیبی را می برد.

حریف سرسخت تختی در ایران چه کسی بود؟

تختی در خاطراتش نوشته پهلوان وفادار آن قدر مرا زمین زده که پشتم بوی جرم تشک را می دهد یا مثلاً علی غفاری که تختی را شکست داده بود. البته این قضایا مربوط به اوایل دوره کشتی تختی است.

می گویند در دوران اوج کشتی حریفان تختی حاضر به کشتی گرفتن با او نمی شدند.

فقط یک نفر این کار را کرد. کیهان ورزشی تورنمنتی داشت به نام جام برگ طلایی. در فینال وزن هفتم تختی خورد به ناصر محمدی. محمدی همان شروع کشتی بعد از دست دادن با تختی دست او را می برد بالا و او را برنده می کند. از آن طرف هم موقع روی سکو رفتن، تختی حاضر نمی شود برود روی سکوی اول و محمدی را می فرستد بالا. 45 سال قبل سر یک مسابقه یک نفر دیگر آمده بود جای تختی در وزن هفتم و نتوانسته بود خوب کشتی بگیرد. همه داد می زدند هیچ کس تختی نمی شه.

رابطه تختی با مربیانش چطور بود؟

باورتان نمی شود اگر بگویم او حتی برای سلمانی رفتن هم از مرحوم بلور، مربی تیم اجازه می گرفت. می آمد جلوی آقا بلور تعظیم می کرد و از او اجازه می گرفت.اگر اجازه نمی دادند نمی رفت و در اردو می ماند.

شده بود که حق تختی را بخورند؟

حق تختی بود که دو مدال طلای المپیک داشته باشد. در المپیک رم، تختی اکثر حریفانش را ضربه کرده بود و در فینال خورد به عصمت آتلی از ترکیه. کشتی گیر ترک هم همان اول کار با انگشت کرد داخل چشم تختی. تاتختی به خود جنبید آتلی تختی را خاک کرد و با نامردی پیروز شد. در حالی که قبل از بازی مربیان ترک به تختی گفته بودند که او را ضربه نکند تا موقع برگشت به ترکیه، یه پولی به او بدهند.

ورود شما به صحنه کشتی هم تحت تاثیر تختی بود؟

اگر تختی نبود من کشتی گیر نمی شدم.

قیافه تان هم که خیلی شبیه جهان پهلوان تختی است؟

یکبار با یکی از دوستانم رفته بودم خانه تختی وقتی وارد خانه شدم مادر تختی تا مرا دید از تعجب چند لحظه سکوت کرد و فقط از دوستم پرسید که این پسر چه کسی است. یک بار هم با تیم ملی رفته بودیم مسابقات بلغارستان. آن جا همه به قیافه من شک کرده بودند و هم تیمی هایم به شوخی به آن ها گفته بودند که من پسرخاله تختی هستم جایتان خالی کلی مرا تحویل گرفتند.

این شباهت ظاهری در انتخاب شما به عنوان بازیگر فیلم تختی بسیار تاثیرگذار بوده؟ 

هیچ وقت یادم نمی رود، وقتی مرا گریم کردند و خودم را در آینه دیدم ناخودآگاه گفتم جهان پهلوان کجا بودی. خیلی دلم برات تنگ شده بود. در حالی که چهره خودم را می دیدم.

فیلم مرحوم حاتمی هم که طلسم شد؟

فیلمبرداری اش در سه دوره زمانی مختلف انجام شد. بازیگران خیلی معروفی هم در فیلم بودند. اما بیماری و در نهایت درگذشت مرحوم حاتمی نگذاشت که این پروژه تمام شود.

مرحوم حاتمی نکته خاصی درباره تختی می دانستند که شما ندانید؟

بله. ایشان بیش تر از 16 سال درباره تختی تحقیق کرده بودند و همه جزییات را به خوبی می دانستند. حتی یک هفته رفتند مسجد سلیمان تا بدانند که تختی در قطار ناهار چی خورده تا آن را در فیلم بگنجاند.
در سناریو هم یکجا اشاره شده آن سالی که تختی نتوانست در مسابقات جهانی مدال بگیرد مردم می روند استقبالش و خود را خندان نشان می دهند تا تختی بابت شکست ناراحت نباشد و گریه نکند.

بعد هم که بهروز افخمی پروژه را در دست گرفت؟

با ورود ایشان بسیاری از بازیگران از فیلم کنار گذاشته شدند. من هم چند بار خواستم کنار بکشم. اما نگذاشتند. سرم کلاه گذاشتند و منی که قرار بود نقش تختی را بازی کنم تنها در نقش یک مصاحبه گر ظاهر شدم. فیلمی که می توانست خیلی زیبا و تاثیرگذار شود حالت یک فیلم مستند را پیدا کرد. فیلمی که مردم از آن زیاد راضی نبودند.

تختی خودکشی کرد یا او را کشتند؟

من فکر نمی کنم که او خودکشی کرده باشد. او آدم معتقد و با ایمانی بود. خیلی ها می گویند او به خاطر اختلاف با زنش خودکشی کرد. در صورتی که اگر آن ها با هم اختلاف داشتند که بچه دار نمی شدند. ولی او را خیلی اذیت کردند. هر چند که بعد از قهرمانی کلی بهش کمک کردند و حتی بهش خانه دادند اما آن اواخر می خواستند اذیتش کنند و حتی حقوق راه آهنش را قطع کنند.اما هیچ کس متوجه نشد که پرونده تختی چه سرانجامی داشت. البته فکر کنم مرحوم حاتمی یک چیزهایی می دانست اما نمی خواست رو کند.

می گویند مرگ تختی باعث ماندگاری او شد؟

شاید. بالاخره مرگ او با فاصله کمی بعد از ازدواج و تولد پسرش رخ داد و همین امر خیلی تاثیرگذار بود. شاید اگر او زنده می ماند اکنون مثل خیلی از قهرمانان سابق کشتی برای خودش یک زندگی معمولی و بدون حاشیه داشت. به نظر من مرگ تختی خیلی به ماندگاری او کمک کرد.