1. شهروند خبرنگاری

با مکتب سورویوالیست‌ ها آشنا شوید

افرادی که برای «پایان دنیا» همیشه آماده هستند!!

سورویوالیست‌ ها (Survivalists) که به پرِپِرز (Preppers) نیز شهرت دارند، در واقع همان‌ هایی هستند که معتقدند در آینده اتفاقات تلخی روی خواهد داد و باید از همین حالا به فکر راه چاره‌ ای بود.

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
سورویوالیست‌ ها
نوداد -

سورویوالیست‌ ها

سورویوالیست‌ ها

سورویوالیست‌ ها

پیتر استنفورد که خودش را یک مربیِ زندگی انگیزشی می‌ داند، در کنار رودی در وسط منطقه ییلاقیِ «بدفوردشایر» ایستاده و با کمک تلمبه دستی قایق بادی‌ اش را باد می‌ کند. 

او از این روش برای فرار در شرایط «آخرالزمانی» استفاده خواهد کرد. از نگاه او، بحران شدید مالی و یا تکرار ناآرامی‌ های لندن به نوعی شرایط آخر الزمانی تعبیر می‌ شود. پیتر می‌گوید: «من دوست ندارم که هنگام بروز فاجعه مردد بمانم.»

پیتر استنفورد می‌ گوید که پس از غروب آفتاب و در پوشش تاریکی با قایق به آب خواهد زد تا فرار آینده را از همین حالا تمرین کند. او باور دارد که این ساعت از روز بهترین زمان فرار است، چرا که دیگران او را نخواهند دید و منابع غذایی موجود در قایقش در امان خواهد ماند.

پیتر حتی یک قایق دیگر هم خریده تا در صورت نیاز، پسر و دوست قدیمی‌ اش هم به او بپیوندند. او می‌گوید: «ما استراتژی داریم و حتی جایی را برای ملاقات اعضای خانواده انتخاب کرده‌ ایم. او همچنین می‌ گوید که به هیچ وجه به پسرش اصرار نخواهد کرد که همراهش بیاید و انتخاب با خود او است. »

چرا پیتر سورویوالیست شد؟

تصمیم پیتر حدود 20 سال پیش شکل گرفت. او پس از شنیدن تجارب دست اولِ برخی از دوستان نظامی‌ اش در مورد عواقب جنگ، مصمم شد تا از همین حالا برای آینده برنامه‌ ریزی کند. به همین دلیل است که او یک سورویوالیست واقعی است.

فرارهای با چاشنی نظامی تقریبا در سراسر این منطقه شکل می‌ گیرد که انگیزه‌ ای آن‌ ها همان جنبه سوروایولیستی افراد به شرایط آینده است.

لینکلن مایلز در یکی از مزارع بدفوردشایر مغازه‌ ای را راه انداخته که با افتخار آن را تنها مغازه‌ی سوروایولیست‌های اروپا می‌ داند. در این مغازه اجناس زیادی از تیر و کمان گرفته تا لباس مخصوص فاجعه هسته‌ ای به فروش می‌ رسد.

لینکلن می‌گوید: «به خاطر افزایش تقاضا این مغازه را باز کردم... دانستن این مسئله که چند سوروایولیست در بریتانیا وجود دارد کار مشکلی است، چرا که تقریبا اکثر افراد سعی می‌ کنند فعالیت‌ های خود را مخفی نگه دارند. اما می‌ دانیم که جمعیت سوروایولیست‌ های بریتانیا در حال افزایش است.»

انواع و اقسام چاقو را می‌ توان در مغازه مایلز یافت که حمل اغلب آن‌ها بدون دلیل خاص، غیرقانونی است. با این حال، سوروایولیست‌ ها معتقدند که به این نوع چاقو ها نیاز دارند.

تنها موارد جنجالیِ موجود در مغازه آن چاقو ها نیستند، زیرا پرچم کنفدراسیون نیز به شکلی افتخارآمیز در پشت مغازه آویزان شده است.

مایلز می‌گوید: «پرچم کنفدراسیون از نظر من نماد آزادی و جدایی از حکومت است.»

این پرچم بر روی بازوی مایلز خالکوبی شده و از آینه عقب اتومبیلش نیز آویزان شده است. پرچم کنفدراسیون با جنگ داخلی ایالات متحده و مفهوم نژادپرستی در ارتباط است، اما مایلز آن را سمبل سوروایولیست‌ ها می‌ داند.

لینکلن مایلز می‌ گوید: «بحث تکیه به خود و نه دیگران مطرح است. منظور از دیگران، دولت، همسایه و دوستان و خانواده است. نباید جز خودت به کس دیگری تکیه کنی.»

به عقیده مایلز، مفهوم سوروایولیسم با ایالات متحده گره خورده و «تکیه بر خود» در کنار آزادی از دولت، دو عامل اصلی سوروایولیسم است.

او می‌گوید: «ما برای گوشی‌ های همراه بلاکر داریم تا افراد حکومتی نتوانند ما را ردیابی کنند، چرا که نمی‌ توان منکر این حقیقت شد که آن‌ ها ما را ردیابی می کنند. ما زیادی به آن‌ ها اعتماد می‌کنیم... در واقع، ما به خیلی از افراد این‌ گونه اعتماد می‌ کنیم. ولی در مواقع ضروری، آن‌ها به کمک ما نخواهند آمد.»

یکی از لغات کلیدی ادبیات سوروایولیست‌ها «زامبی» است؛ زامبی در حقیقت به جمعیت خشن و غیر آماده اشاره دارد که درصدد سرقت اموال و منابع سوروایولیست‌ ها هستند.

ایده‌ ی «هر کس برای خودش» به وفور در دنیای سوروایولیست‌ ها مطرح می‌ شود. هر سوروایولیست باید توانایی‌ های خودش را به تنهایی، فارغ از جامعه‌ی سوروایولیست‌ ها، رشد دهد.

مایکل، یک سوروایولیست کارکشته

مایکل ساندرسون که اغلب دوستانش او را «روچ» صدا می‌ زنند، در جنگل‌ های هرتفوردشایر است. او چاقویی را به دست دارد که نامش بر روی آن درج شده است. او صاحب خودرویی است که خودش آن را جمع کرده و چادری بزرگ به گنجایش چهار نفر برای او، همسر و دو فرزندش بر روی سقف اتومبیل تعبیه شده است. در کنار خودرویش، یک میز و اجاق نیز تعبیه شده تا او در مواقع ضروری بتواند غذاهای فوری درست کند.

روچ می‌ گوید: «این نوع زندگی مربوط به سوروایولیست‌ ها نیست؛ در واقع، سبک زندگی ساده زیستی است. من نمی‌ خواهم دنیا به پایان برسد. دوست ندارم اتفاقات بد برای آدم‌ ‎های خوب بیفتد. اما من که هستم که اتفاقات دنیا را کنترل کنم!»

روچ بیشتر زندگی کاری‌ اش را به عنوان پیراپزشک در نیروهای نظامی خدمت کرده است. او در زندگی خود چیزهایی را به چشم دیده که دوست ندارد نصیب کسی شود. همین تجارب کاریِ روچ باعث شده که او به یک سوروایولیست بدل شود.

روچ می‌گوید: «من پارانوئید نیستم. این اتفاقات می‌ تواند و خواهد افتاد.» روچ معتقد است که سوروایولیسم چیز خاصی نیست، فقط باید اوضاع را در کنترل نگه داشت.

او در ادامه می‌ گوید: «سوروایولیسم فقط در مورد پایان دنیا نیست. ما آماده هر چیزی هستیم. اگر همین فردا به شما بگویند که از کار اخراجید، چه کار خواهید کرد؟ چه فکری در سر دارید؟ آیا به اندازه کافی پس‌ انداز و غذا برای تامین نیاز خود و خانواده‌ تان در اختیار دارید؟»

نام روچ از کانال مایکل در یوتیوب گرفته شده است. او در کانال خود، نمونه‌هایی از سوروایولیسم را به اشتراک گذاشته و معتقد است کسانی که برای آینده آماده نیستند، افرادی ساده لوح‌ هستند.

وقتی کسی به من می‌ گوید که «روچ، تو یک سوروایولیست واقعی نیستی.» من جواب می‌ دهم: «فکر نکنم که تو هم سوروایولیست نباشی. به نظرم دانستن این مطلب مهم است که همه چیز در یک چشم به هم زدن می‌ تواند به هم بریزد.»

روچ خودش هم قبول دارد که شاید کمی زیاده روی کرده است، اما او همچنان اصرار می‌ ورزد که سوروایولیسم یک مفهوم کلی است و اکثر ما بی‌ آنکه بدانیم برای آینده آماده هستیم.

او می‌ گوید: «ممکن است شما ذره ذره پولتان را برای روز مبادا در بانک بگذارید. این کار خودش نمونه‌ ای از سوروایولیسم است. شاید با این کار بتوانید بدهی‌ هایتان را چند سال زودتر تسویه کنید. هر کاری که در جهت آماده شدن برای آینده صورت می‌ پذیرد، نمونه‌ای از سوروایولیسم و آینده‌ نگری است.»