۱۲ طبقه فاصله از مدرسه تا وزیر؛ آیا مشکلات درک می شوند؟

استاد دانشگاه تهران با تأکید بر اینکه مرگ را نثار مدرسه نکنید، گفت:مدارس آسیب های اجتماعی را گزارش نمی دهند و مدیران مدارس برای ارتباط با وزیر آموزش وپرورش باید ۱۲ طبقه فاصله را طی کنند.

  1. شنبه ۸ تیر ۹۸ ساعت ۱۲:۳۵ (۱ ماه،۲ هفته قبل)
12 طبقه فاصله از مدرسه تا وزیر؛ آیا مشکلات درک می‌شوند؟
به گزارش نوداد (سکوی اجتماعی خبر)

شهین ایروانی استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران در نشست "مدرسه آنچه هست و آنچه نیست" اظهار کرد: اولین محوری که بنده در نقد موضوع "مرگ مدرسه" نوشتم این است که در جامعه ما حساب مدرسه از نظام آموزشی جداست هم اکنون اشکالاتی از مدرسه گرفته می شود که نمی توان آنها را بهگردن مدرسه انداخت اما مدام مدرسه مورد خطاب و اعتراض قرار می گیرد.

وی افزود: وقتی مدرسه نقد می شود، پیش فرض این است که مدرسه وظایف بسیار گسترده ای دارد و  آنها را درست انجام نمی دهد اما بین توان انجام دادن، ظرفیت و گستردگی وظایف ارتباط وجود دارد همانطور که متخصصان تعلیم و تربیت به والدین می گویند بیش از ظرفیت کودک از او انتظار نداشته باشند درباره نهاد مدرسه نیز اینگونه است اما در ارتباط با مدرسه گویی وظایف حدی ندارد.

چرا مدارس آسیب های اجتماعی دانش آموزان را گزارش نمی دهند؟!

استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران گفت: از کارشناس بهداشت یکی از مناطق آموزش وپرورش، آمار آسیب های اجتماعی دانش آموزران را سؤال کردم که در پاسخ گفت، آمار دقیقی در این رابطه وجود ندارد چون مدارس گزارش دقیق و کاملی ارائه نمی دهند، سال ۸۸ از دانشجویی خواستم بررسی کند وقتی مدرسه با دانش آموز دارای مشکل مواجه می شود چه اقداماتی باید انجام دهد، نتیجه بررسی این بود که طبق ضوابط مشاور باید شناسایی، اقدام و تلاش برای رفع مشکلات را انجام داده و لیستی از مشکلات دانش آموزان را به منطقه گزارش دهد اما وقتی مدرسه و امکانات را بررسی کردیم، متوجه شدیم این اقدامات از عهده مدرسه برنمی آمد اما جالب بود اگر مدرسه حجم زیادی از مشکلات را به اداره گزارش می کرد خودش زیر سوال می رفت و مدرسه به واسطه اینکه ممکن است بچه های مشکل دار داشته باشد مورد اعتراض قرار می گیرد و این یعنی محکومیت مدرسه با این عنوان که کارش را به درستی انجام نمی دهد در اینجا بود که متوجه شدم چرا مدارس مشکلاتشان را گزارش نمی دهند، البته آنچه که می گویم شاید کاملاً قابل تعمیم نباشد اما تجربیاتی است که در جریان بررسی ها و حضور در مدارس به دست آوردم.

ایروانی ادامه داد: آیا این انتظار که مدرسه به مشکلات رفتاری و روانشناختی دانش آموزان رسیدگی و به حوزه درمان وارد شود، واقع بینانه است؟ درست است که مدرسه در مقابل پیشرفت جامعه و انجام فعالیت هایی که منجر به توسعه شود مسئول است اما هم اکنون این موضوع نیز جزو تردیدهای بنده است. پایان نامه ای را با عنوان "تحلیل محتوای برنامه های پرورشی مدارس" داشتیم و پیش فرض ما این بود که جای تربیت دینی در مدرسه است و این پایان نامه را انجام دادیم و به تعدادی از دانشجویانم گفتم "تجربه تربیت دینی دوران کودکیشان را برای بنده بفرستند"، در بررسی ها به این نتیجه رسیدیم که مدرسه تقریباً در تربیت دینی دانش آموزانی که تعلقات دینی دارند، نقشی نداشته و در دو مورد، دانشجویانم گفته بودند که از مدرسه خیلی تاثیر گرفتند که یک نفر از آنها در مدرسه مذهبی درس می خواند.

استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران با اشاره به اینکه نقطه عطف فهم بنده از مدرسه زمانی بودکه تجربه همکاری با منطقه دو آموزش و پرورش فراهم شد، افزود: نتیجه حضور در این دوره و صحبت با معلمان و کارشناسان برایم مشخص کرد که بر مدرسه مسائلی بار شده است که واقعاً وظیفه او نیست، از مدیر مدرسه ای خواستم برنامه های پرورشی را برآورد کند و بگوید چه میزان زمان، نیروی انسانی و هزینه نیاز دارد و نتیجه این بود، مدرسه ای که یک ساعت برای برنامه های پرورشی زمان پیش بینی نکرده، برای هزینه منابعی ندارد و نیروی انسانی کافی نیز در اختیار او نیست چگونه می تواند این برنامه ها را اجرا کند؟ در بررسی هایی که انجام دادم مشخص شد به طور متوسط روزانه یک برنامه پرورشی برای مدرسه تکلیف شده است که جنبه سیاسی و مذهبی دارد و حدود ۳۰ برنامه ملی هم به صورت اختیاری بود، اما مگر می شود هر روز برای پرورش یک برنامه تعریف کرد؟! آیا این امکان برای مدرسه فراهم است؟ و آن را به حساب کمیت گرایی نظام آموزشی ایران گذاشتم.

ایروانی عنوان کرد: مسئله این است تا کجامدرسه موظف به این کار است؟ آیا این مشکل ماست یا مشکل مدرسه مدرن؟  نخبه گرایی در مدرسه سوغاتی است که اقتصاددان ها آوردند چون ویژگی هایی که می تواند به توسعه کمک کند در کودکی شکل می گیرد و این ویژگی ها باید در مدرسه شکل بگیرد بنابراین مدرسه وظیفه ای دارد در حالیکه موضوع تعلیم و تربیت رشد انسان و شکوفایی استعداد است و این هدف اولیه است و پیامد آن می تواند خدمتگزاری به جامعه و اقتصاد  باشد و مسئله اصلی انسان است اما عملاً بر مدرسه وظایف گسترده ای بار شده است.

مدرسه در حال خفه شدن است!

وی در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به اینکه مسئله اشتغال در مدرسه و تربیت کارمند برای دولت توسط رضاخان موضوعیت پیدا کرد، گفت: در این ایام قرار شد مدرسه ضمانت شغلی و درآمد داشته باشد و فرهنگ جدیدی را معرفی کند و رضاخان مدرن سازی را به گردن مدرسه انداخت بعد از انقلاب وظایف مدرسه سنتی، دین محور، مدرسه مدرن با شاخصه های کودک محور و علم محور، رفع عقب ماندگی و  و اطاعت از نهاد سیاست، خانواده، اقتصاد و دین به گردن مدرسه آویخته شد و این بیچاره در حال خفه شدن است!

ایراوانی اظهار کرد: در گذشته مدرسه یک معلم داشت و رویکرد حداقلی بود یعنی یک مکان با تعداد محدودی دانش آموز و محتوای آموزشی سبک به لحاظ حجم در نتیجه افرادی که از مکتب بیرون می آمدند خیلی توانمند بودند چون فرصت زیادی داده می شد تا به صورت آرام بیاموزند و آموزش در گروه های کوچک شکل می گرفت، وقتی علوم آمد تعداد معلمان مدرسه زیاد شد و هر دانش آموز به جای اینکه با یک  معلم تحصیل کند در طول هفته چندین معلم را می دید و از آن طرف معلم با یک گروه از دانش آموزان کار نمی کرد و در طول هفته با چندین گروه در ارتباط بود بنابراین رابطه بین معلم و دانش آموز دچار چالش شد، این تعامل در بحث تربیت بسیار مهم است،  معلم و میزان حضور او، توجهش به کودک و حتی بی توجهی اش بسیار مهم است، آموزش علوم با این حجمی که در کشور ما رایج است مدرسه را به نهاد آموزش تبدیل کرد و دیگر رویکرد تربیتی ندارد.

انتظار نظام آموزشی از مدارس؛ اطاعت کامل

وی افزود: ترم گذشته در درس مبانی فلسفه تعلیم و تربیت ایران "اقتصاد مدرسه" را بررسی کردیم و متوجه شدیم، نظام آموزشی به بیشتر مدارس سرانه پرداخت نمی کند یا مبلغ پرداختی بسیار اندک است بنابراین فقط فقط حقوق معلم را پرداخت می کنند اما از مدارس انتظار اطاعت کامل دارند، به این می گویند اقتدار قانونی یعنی مدارس موظف به اطاعت هستند و واقعا اطاعت هم نمی شود! از سوی دیگر شدت تمرکز منجر به عدم تمرکز می شود و از جاهایی درروهایی اتفاق می افتد که آسیب بسیار می زند.مدارس به ویژه در حوزه اقتصادی فقط درگیر این هستند که امروز خود را به فردا برسانند، این مسئله مدیر را از جایگاه رهبری به فردی که دائم از این و آن تقاضا می کند و والدین را تحت فشار قرار می دهد تا پول بیاورند تابتواند نیازهای مدرسه را مرتفع کند، تبدیل کرده و این مشکلات باعث شده است که مدیر مدرسه از بحث آموزش عبور کند و دائم درگیر مشکلات اجرایی باشد.

مرگ را نثار مدرسه نکنیم!

استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به اینکه نقد بنده به افرادی که  مطالبشان در کتاب "مرگ مدرسه" چاپ شد، این است که ابتدا شناخت بدهند و بگویند چه چیزی را و چرا نقد می کنند، گفت: نقد به مدرسه، نقد به در و دیوار آن نیست بلکه نیروهای شاغل در مدرسه مدنظر هستند در حالیکه نیروی مسئول و علاقه مند در مدارس کم نیستند،مدارس اگر بهترین فرصت یادگیری نیستند فعلاً مهمترین فرصت یادگیری برای فرزندان این کشور هستند بنابراین اول متوجه شویم چرا مدرسه در این نقطه قرار دارد تا بدانیم اگر قرار است کمک کنیم باید چه کرد.

ایروانی ادامه داد: اول شناخت دقیق کسب کنیم و مدرسه را آنگونه که هست بشناسیم، بنده از انواع مدارس دفاع می کنم و این نقد را به آموزش و پرورش دارم که چرا تا این حد بسته عمل می کند تا شاهد ایجاد مدارس زیرزمینی باشیم در همایش چالش های اصلاحات آموزشی در آموزش و پرورش ایران به تبیین دیدگاه ها و تلاش ها پرداخته و از این مدارس برای معرفی دعوت خواهیم کرد، آموزش و پرورش متوجه نیست وقتی این مدارس به صورت پنهانی کار می کنند فرصت نقد برای دیدگاه، عملکرد و فرایند آنها  فراهم نمی شود.

۱۲ طبقه فاصله میان مدیر مدرسه با وزیر

وی عنوان کرد: چارت سازمانی وزارت علوم که نهادهای آموزشی و دانشگاهی را تحت پوشش دارد و وزارت بهداشت که دانشگاه های علوم پزشکی زیر نظر آن هستند را با وزارت آموزش و پرورش مقایسه کردم، در وزارت علوم بعد از وزیر علوم، معاونان وزیر و بعد از آن دانشگاه ها قرار دارند یعنی فاصله وزیر تا دانشگاه ها فقط یک واسطه است و در وزارت بهداشت حتی این هم نیست و ارتباط دانشگاه های علوم پزشکی با وزیر بهداشت بدون واسطه است اما در چارت وزارت آموزش و پرورش شاهد وزیر، معاونان، مدیران کل، کارشناسان، ادارات کل استان ها و ادارات مناطق هستیم و سطح مدیر مدرسه با پایین ترین کارشناس اداره یکسان است و آنها به کارشناسان مسئول ادارات پاسخگو هستند، حالا تصور کنید که معلم نیز ذیل مدیر مدرسه تعریف شده یعنی پایین تر از کارشناسان ادارات است، در بررسی ها متوجه شدم دوازده طبقه فاصله میان مدیر مدرسه با وزیر آموزش وپرورش وجود دارد.

وی ادامه داد: مدیران مدارس می گویند هرگز دسترسی به وزیر را نمی توانیم تصور کنیم و هیچ سازوکاری در این رابطه پیش بینی نشده است که این تعامل اتفاق بیفتد البته هنگام بازدید از یک مدرسه ممکن است این اتفاق رخ دهد اما سازوکار اینکه از سوی معلمان و مدیران مدارس تقاضای دیدار با وزیر ایجاد شود، تعریف نشده است و این فاصله عامل جدایی است. در چنین شرایطی نیروهای ستادی آموزش وپرورش چندان در جریان اینکه در مدارس چه می گذرد، نیستند و مسائل از کف مدارس نمی تواند به سطح بالا منتقل شود.