بررسی تاثیرات مخرب شکاف طبقاتی بر نظام آموزشی

رفع تضاد طبقاتی نیازمند فرهنگ سازی است و یکی از عوامل مقومش، تغییر صورت زندگی اقتصادی است.

  1. یکشنبه ۹ تیر ۹۸ ساعت ۱۵:۰۴ (۵ ماه،۱ هفته قبل)
بررسی تاثیرات مخرب شکاف طبقاتی بر نظام آموزشی
به گزارش نوداد (سکوی اجتماعی خبر)

امروزه بسیاری از والدین نسبت به گذشته، به امیال روانی کودکان توجه بسزایی دارند. والدین با تمام قوا در تکاپو هستند تا به احتیاجات روانی فرزندشان پاسخ دهند و از آن حمایت کنند. آنها در تلاش اند تا تمامی نیازهای زیستی و روانی فرزندانشان را برآورده سازند تا زمینه های لازم برای شکوفایی استعداد آنها را فراهم کنند اما این اهتمام به مراتب تبعات مخربی را در سطح جامعه به دنبال دارد.

در تهران  و بسیاری از نقاط ایران با طی کردن تنها چند کیلومتر با چهره متفاوتی از شهر روبرو میشویم، فاصله طبقاتی فقیر و غنی چند صباحی است که در سطح کلانشهر ها روز به روز ملموس تر می شود. از یکسو با والدینی روبرو هستیم که توانایی فرستادن فرزندان خود را به مهد کودک و حتی مدرسه ندارند اما از سویی دیگر انواع و اقسام هنر ها همواره با بهترین کادر آموزشی در اختیار کودکانیست که والدینشان با پرداخت هزینه های سرسام آور حقوق چند صد سال کار و کوشش پدران طبقات ضعیف جامعه را خرج شهریه یک ترم مدرسه فرزندانشان می کنند.

همانطور که اشاره شد گاهی تلاش والدین برای شکوفایی استعداد فرزندانشان نتایج مخربی را به دنبال خواهد داشت و باعث تضعیف روحیه فرزندان میشود به عنوان مثال کودکانی که در مناطق محروم و محلات فقیر، روستایی و یا دور افتاده سکونت دارند از سطح امکانات به مراتب پایین تری برخوردار هستند.

نظام آموزشی که ایامی قرار بود با آموزشهای صحیح و اصولیش از هرگونه شکاف طبقاتی بپرهیزد و راه  را برای بروز بی عدالتی در جامعه ببندد و به دانش آموزان بیاموزد که منشاء تمامی مشکلات ریشه در نظام آموزشی نادرست و غیر اصولی دارد که از هرگونه چهارچوبی محروم است اما متاسفانه امروزه مدارس در زمینه عدالت نه تنها عقب مانده اند بلکه حتی در برخی موارد به نابرابریهای اجتماعی دامن می زند.

در حال حاظر کاملا شاهد  سر بر آوردن و سبز شدن برخی مدارس لوکس یا به عبارت امروزی لاکچری هستیم  و از سویی دیگر نظاره گر مدارس کَپَری، معمول مدارسی که امروزه در زیر سیطره دولت قرار گرفته اند فاقد امکانات مناسب و استاندارد در زمینه آموزشی هستند اما با این اوصاف، شهریه برخی از مدارس مشهور و البته خصوصی در تهران گاهی از سقف صد میلیون تومان نیز تجاوز می کند. کودکان پایین شهری که در مدارس مستهلک و غیر استاندارد که سطح آموزشی پایینی دارد مشغول تحصیل هستند. ساختمانهای کهنه و مستضعف در زمینه آموزشی، گهواره دانش کودکان طبقات ضعیف است.این درحالی می باشد که کلاسهای پرجمعیت، چند پایه و کادر آموزشی بی تجربه از دیگر خصوصیات این مدارس است.

اینگونه کمبودها باعث می شود تا والدین بکوشند تا کودکانشان را در مناطق مرفهنشین و طبقات بالا ثبت نام کنند که متحمل هزینه های هنگفتی می شوند اما گمان می کنند این تلاش برای فرزندانشان نتایج مطلوبی را به همراه خواهد داشت. در خانواده های مستضعف، کودکان نسبت به طبقات بالا امکان کمتری برای حضور در مدرسه دارند و این مسله باعث می شود تا حتی آموزش رایگان فشار مالی را برای خانواده ها تشدید کند به عنوان مثال هزینه هایی همچون لوازم التحریر، ایاب و ذهاب و پوشاک، بار مالی بر خانواده های طبقات پایین تحمیل می کند.

بدون شک توانایی تحصیل دانش آموزان تحت تاثیر موقعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده قرار می گیرد. سخنهای شناختی، خود تصوری، روابط گروهی و همچنین رابطه معلم و شاگرد عمیقا تحت تاثیر طبقه اجتماعی هست که کودک در آن رشد کرده است. با وجود تمام این کمبودها و موانع پیش روی خانواده های مستضعف، کودکان طبقات پایین با توجه به شرایط محیطی شان توانمندی های متفاوتی را از خود بروز داده اند که قابل مقایسه با کودکان طبقات بالا نیست.

همچنین باید اذعان کرد آرزو و امیال کودکان خانواده های ثروتمند و مرفه به مراتب متفاوت از خانواده های فقیر و کم درآمد است، این وضعیت شعری از امید نعمتی را به اذها متبادر می سازد که گفت:«شهر من از شمال با خاطره هایش می خوابد از جنوب با رویاها» اما دقیقا مشکل از همین نقطه آغاز می شود و این نابرابری می تواند آثار مخربی بر روی روحیه تحصیلی این فرزندان به وجود آورد.

والدین با سطح مالی بالاتربر خلاف خانواده های کم درآمد که دورنمای کوتاهی از آموزش و پرورش دارند انتظارهای به مراتب بیشتری برای ورود به مراکز آموزش عالی از فرزندان شان دارند و از این رو بهترین امکانات آموزشی را برای آنها فراهم می کنند. در صورتی که خانواده های مستضعف به سواد خواندن و نوشتن بسنده کرده و فرزندان خود را  به علت فقر و پایین بودن انگیزش اجتماعی  به سوی مشاغل متنزل تر سوق می دهند و این دانش آموزان در کسب مدارج عالی تحصیلی موفق نمیشوند.

با این وضعیت که برخی از وجوهش توصیف شد، باید انتظار داشت تا دولت برای کودکان قشر ضعیف و آسیب پذیر جامعه که در محله هایی رشد و نمو می کنند که با قدم زدن در پارک و یا کوچه های تنگ و باریکش به جای چهره های سالم، بعضا با افراد نابه هنجار روبرو می شوند که یا قصد سو استفاده از آنها دارند و یا می خواهند آنها را به سمت منجلاب نا به هنجاری سوق دهند امکاناتی فراهم کند.

باید توجه داشت که برخورد دو طبقه اجتماعی متفاوت می تواند ضررها و خساراتی را برای جوانان و سلامت روانی آنها به ارمغان بیاورد. رفع تضاد طبقاتی کاملا نیازمند فرهنگ سازی است، برای این امر، باید اقتصاد رنگ و بوی تازه ای بگیرد و دولت به جای آنکه تمامی توجه خود را به آراستن محله های مرفه نشین معطوف کند گوشه چشمی هم به پایین شهر بیندازد و سعی در بازسازی آن داشته باشد.

در نتیجه در کنار ورود دولت و اولیاء، آموزش باید در مدارس بستری برای فرهنگ سازی و به حداقل رساندن آسیبهای ناشی از این مقوله در سطح اجتماع به ویژه اولیاء دانش آموزان شکل بگیرد.امیرالمومنین(ع) می فرمایند:« خداوند سهم فقرا را در سفره ثروتمندان قرار داد؛ به همین خاطر فقیری گرسنه نمی ماند مگر آنکه ثروتمندی حق وی را غصب کرده و خداوند از ثروتمندان بازخواست خواهد کرد.»

نویسنده: امیرعلی ملکی