ماجرای تامل برانگیز ورود کریستین امانپور به ایران در دوره احمدی نژاد ! + عکس

محمدحسین خوشوقت مدیرکل اسبق مطبوعات و رسانه های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می گوید: در اعتراض به بازی وزارت ارشاد محمود احمدی نژاد بر سر ورود کریستین امان پور، از مدیرکلی مطبوعات خارجی استعفا کردم.

  1. ۵ ماه قبل
احمدی نژاد و کریستین امانپور
به گزارش نوداد (سکوی اجتماعی خبر)

محمدحسین خوشوقت در بخش ششم گفت و گو با «پروژه تاریخ شفاهی ایران خبرگزاری جمهوری اسلامی» به چگونگی ورود به دولت خاتمی و نحوه استعفای خود از دولت احمدی نژاد می پردازد.

جناب عالی از سال ۷۳ تا ۷۷ رییس نمایندگی ایرنا در رم بودید، همان ایام بود که اتحادیه اروپا سفرای خود از ایران را فراخواند. اوضاع در رم چطور بود؟

ایتالیا هم به عنوان بخشی از اتحادیه اروپا مجبور به تبعیت از این تصمیم بود. ولی باز هم این کشور بهترین رابطه را در بین کشورهای اتحادیه اروپا با ایران داشت والبته الان هم همین طور است. و این کشور از نظر اقتصادی و صنعتی همکاری های زیادی با ما کرده است.
ایتالیا در سطح رهبری اتحادیه اروپا مطرح نیست بنابر این ما شاهد تنش بین ایران و ایتالیا بر سر حوادث عمده نبوده و نیستیم. رابطه ایران و ایتالیا در ۴۰ سال اخیر چندان فراز و نشیبی نداشته است.
در آن ۴ سالی که در ایتالیا بودم به این نتیجه رسیدم که شبیه ترین مردم اروپا به ایرانی ها همین ایتالیایی ها هستند. آدم های خوش مشرب، بذله گو و در کار، نسبت به آلمان ها و سوییسی ها خیلی جدی و سخت کوش نیستند.اما بسیار خونگرم و متواضع اند و رابطه شان با خارجی ها خیلی گرم و خوب است و میهمان نوازند. ضمن این که در بین ایتالیایی ها افرادی که با چرب زبانی و خوش مشربی کلاه آدم را بردارند زیاد وجود دارد و باید مواظبشان بود. آن جا گاهی اوقات به خودشان هم می گفتم که ایتالیا، ایران اروپا و ایران ایتالیای خاورمیانه است.

و وقتی به ایران برگشتید؟

از ۷۷ تا ۷۸ معاون آموزش و پژوهش دانشکده خبر بودم. از قبل با مرحوم آقای احمد بورقانی در ایرنا همکار بودم.
در سال ۷۸ آقای بورقانی که معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد بود، درخواست کرد که من مسوولیت مدیرکلی رسانه های خارجی را بپذیریم. ایشان چون می دانست من رسانه های داخلی و خارجی را می شناسم و مشی سیاسی معتدلی هم دارم این پست را به من پیشنهاد داد.
من هم بعد از مدتی پرس و جو و تحقیق این سمت را پذیرفتم. اما زمانی در اداره کل رسانه ها مشغول به کار شدم که آقای بورقانی از معاونت مطبوعاتی استعفا داده بود و آقای مهاجرانی، وزیر وقت، آقای شهیدی را به عنوان معاون مطبوعاتی منصوب کرده بود.
من از همان ابتدا به وزیر و معاون وقت مطبوعاتی وزارت ارشاد مواضعم را اعلام کردم که «وابسته به هیچ اردوگاه سیاسی نیستم. نه در اردوگاه اصلاح طلبان خیمه زده ام و نه در اردوگاه اصولگرایان. برای من مهم حفظ منافع ملی، عزت جمهوری اسلامی است و خط قرمز من هم مصالح عالیه نظام، منافع ملی و رهبری است. معتقدم که ما باید به رسانه های خارجی به ویژه رسانه های پرمخاطب و معتبر بین المللی اجازه حضور در ایران بدهیم؛ دفتر نمایندگی داشته باشند یا خبرنگار اعزام کنند تا از نزدیک واقعیت ها را ببینند. بخش مهمی از فعالیت منافقین در خارج از کشور فعالیت رسانه ای است. با مطبوعات و خبرگزاری های پرمخاطب در تماس اند و آن ها را به اصطلاح بریف یا توجیه می کنند. آنها دروغ پردازی و لجن پراکنی علیه جمهوری اسلامی می کنند. منطق بنده این است که اگر اجازه ندهیم رسانه های خارجی به ایران بیایند در واقع به توطئه منافقین و لابی های قدرتمند و پولدار صهیونیستی علیه ایران کمک کرده ایم.»
بنابراین از ابتدا بنای من بر این بود که به این رسانه ها اجازه کار در ایران را بدهیم منتهی طبق ضوابط. معتقد بودم که تا زمانی فعالیت این ها را باید تحمل کنیم که اخلاق حرفه ای را رعایت کنند و به دنبال اهداف سیاسی نباشند. همین طور هم عمل کردم.
در ۸ سالی که من مدیرکل رسانه های خارجی وزارت ارشاد بودم تقریبا سالی هزار تا هزار و دویست خبرنگار به ایران وارد می شدند و ما با هماهنگی مراجع ذیربط، مجوزهای لازم را برای کار به آنها می دادیم.

شما بیش از یک سال هم در دولت آقای احمدی نژاد مسوولیت داشتید؟

بله. من تا پایان دولت آقای خاتمی در این سمت بودم و بیش از یک سال هم در دولت اول احمدی نژاد، این مسوولیت را بر عهده داشتم اما اتفاقی افتاد که منجر به قطع همکاری من با آقای دولت احمدی نژاد شد.

آن اتفاق چه بود؟

از خانم کریستین امانپور گزارشی منفی و جهت دار در سی ان ان علیه جمهوری اسلامی ایران روی آنتن رفته بود.
پس از پخش این گزارش، علیرضا مختار پور قهرودی معاون وقت مطبوعاتی وزارت ارشاد با من تماس گرفت و خواست مرا ببیند. ایشان گفت: شما یک اطلاعیه ای از طرف اداره کل تان صادر کنید و در آن اعلام کنید خانم امانپور به خاطر تهیه این گزارش، برای همیشه از سفر و فعالیت رسانه ای در ایران محروم خواهد بود.
من علت این درخواست ایشان را پرسیدم.
او پاسخ داد: از بالا به ما دستور داده اند!
گفتم: کسی که به شما دستور داده، اشتباه کرده است. ما از این گونه موارد در ۸ سال گذشته داشته ایم. ما باید با این ها تعامل کنیم تا در جهت جبران گام بر دارند. همین خانم امان پور یک بار در سال ۱۳۸۲ برای پوشش انتخابات مجلس، به ایران آمد. وقتی به آمریکا برگشت گزارشی منتشر کرد که در آن دروغ پردازی و سیاه نمایی زیادی شده بود. من دستور دادم که تا اطلاع ثانوی به ایشان اجازه فعالیت در ایران داده نشود. چند ماه بعد، ایشان درخواست کرد که مجددا به ایران بیاید. ما به ایشان اعلام کردیم که از فعالیت در ایران محروم هستند.ایشان علت را از مجموعه ذیربط من در ارشاد پرسیده بود. به ایشان گفته بودند شما در سفر قبلی تان از اخلاق حرفه ای فاصله گرفته بودید. ایشان پرسیده بود الان باید چه کار کنم؟
من گفتم به ایشان بگویید باید عذرخواهی کند و تعهد دهد از این پس، اخلاق حرفه ای را در ارتباط با ایران رعایت کند. خانم امان پور هم این کار را کرد؛ یک تعهد وعذرخواهی کتبی نوشت و برای ما فرستاد.

این تعهدنامه انتشار عمومی که پیدا نکرد؟

خیر. ما انتشار آن را اخلاقی نمی دانستیم. این نامه اکنون در پرونده ایشان در اداره کل رسانه های خارجی وزارت ارشاد موجود است.
به آقای قهرودی معاون مطبوعاتی ارشاد دولت احمدی نژاد گفتم: تا خانم امانپور تعهد رسمی و کتبی نداد و عذرخواهی نکرد ما به او اجازه فعالیت دوباره ندادیم. ما باید عاقلانه عمل کنیم. خانم امانپور یک چهره ممتاز و معتبر رسانه ای بین المللی است. این که ما بگوییم ایشان مطلقا تا ابد نمی تواند به ایران بیاید، در جهت منافع جمهوری اسلامی ایران عمل نکرده ایم؛ باید طبق مصالح ملی و ضوابط عمل کرد. اگر ایشان به آن ضوابط گردن نهاد، باید بتواند به ایران بیاید.
او در پاسخ، دوباره گفت: از بالا به من دستور داده اند.
من گفتم: من این کار را نخواهم کرد. فقط می توانم متن اطلاعیه را بنویسم تا شما امضا کنید؛ من امضا نمی کنم.
ایشان پذیرفت. این اطلاعیه منتشر شد و صدا و سیما هم آن را در خبر ساعت ۲۱ منتشر کرد. اما ۲۴ ساعت بعد دفتر رییس جمهور بیانیه ای صادر کرد. در آن بیانیه اعلام شده بود که آقای احمدی نژاد با این بیانیه وزارت ارشاد مخالفت کرده و اجازه ورود و فعالیت خانم امان پور را صادر کرده است.
این جا متوجه شدم که آن مقام بالا که به معاون مطبوعاتی دستور داده، پیام خود آقای احمدی نژاد را ابلاغ کرده است!
این یک بازی بود. سناریویی تنظیم کرده بودند که وزارت ارشاد این بیانیه را صادر کند و دفتر رییس جمهور اطلاعیه ای در رد دستور وزارت ارشاد منتشر کند. با این ترفند می خواستند آقای احمدی نژاد در دنیا به عنوان فردی دوست دار آزادی بیان و علاقه مند به رسانه های آمریکایی و به ویژه دوست دار یک چهره رسانه ای آمریکایی مطرح شود تا گام های دیگر سناریو را بر دارند!
این اتفاق که افتاد دیدم اگر بخواهم بمانم، با توجه به مشی اصولی و مستقلی که دارم، یا باید از آن مجموعه تمکین کنم یا با آن ها درگیر شوم که اهل هیچ کدام از این دو گزینه هم نبودم. بالاخره تصمیم گرفتم از وزارت ارشاد خداحافظی کنم.