درخواست ۲ قاتل از دادگاه تهران: یا اعدام شویم یا اینکه ...

دو محکوم به اعدام که به خاطر عدم پیگیری های اولیای دم ۱۶سال بلاتکلیف در زندان مانده بودند از قضات دادگاه تقاضای کمک کردند.

  1. چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۹۷ ساعت ۰۸:۳۵ (۱ سال،۹ ماه قبل)
دادگاه
به گزارش نوداد (سکوی اجتماعی خبر)

هفتم فروردین ۸۵ماه سال ، به مأموران کلانتری یوسف آباد خبر رسید یک مرد ۵۵ ساله به نام مصطفی که نمایشگاه خودرو داشت در خانه اش به طرز مشکوکی جان سپرده و چندین روز از مرگ وی گذشته است. پلیس به آدرس مورد نظر رفت و با جنازه مصطفی که شواهد نشان می داد خفه شده است روبه رو شد. همسایه ها به خاطر بوی تعفنی که از خانه مرد تنها به مشام می رسید به ماجرا مشکوک شده و پلیس را مطلع کرده بودند.

پلیس به تحقیق پرداخت و دریافت به خانه این مرد دستبرد زده شده و پول طلاهایش به همراه خوردو مدل بالای وی سرقت شده است.

با تحقیقات گشترده پلیسی مشخص شد مرد بنگاهدار چند روز قبل با دو دلال خودرو به نام های بهرام و شایان قرار معامله داشته است.به این ترتیب دو متهم ردیابی و بازداشت شدند.

دو متهم به قتل اعتراف کردند و در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری سابق استان تهران پای میز محاکمه ایستادند. در آن جلسه دو نفر از اولیای دم از قصاص گذشتند و گفتند با دریافت دیه گذشت می کنند اما یکی از برادرهای قربانی درخواست قصاص را مطرح کرد.

در پایان جلسه قضات دادگاه بهرام و شایان را به قصاص محکوم کردند. عدم پیگیری اولیای دم اما موجب شد تا دو متهم ۱۶سال در زندان بلاتکلیف بمانند.سرانجام آنها طبق ماده ۴۲۹ قانون Law مجازات اسلامی جدید نامه ای به قضات دادگاه نوشتند و خواستند تا زودتر تلکیف آنها روشن شود. دو متهم دیرو زدر شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محسن زالی بوئینی و با حضور یک مستشار پای میز محاکمه ایستادند. در این جلسه بهرام گفت:من و شایان برای معامله ماشین به خانه مصطفی رفتیم اما او حال عادی نداشت. نمی دانم چرا با قمه به ما حمله کرد. من و شایان هم دستمالی را دور گردنش پیچیدیم و او را خفه کردیم.ما بعد از قتل تصمیم به سرقت پول و ماشین مصطفی گرفتیم.

وی ادامه داد: من و شایان در آن زمان جوان بودیم.اما حالا بیش از ۱۶سال است که در زندان هستیم و هر کدام به سن میانسالی رسیده ایم. من از این وضعیت خسته شده ام و تقاضا دارم تا دادگاه زودتر تکلیف ما را روشن کند. یا اعدام شویم یا اینکه با پرداخت دیه به اولیای دم از زندان رها شویم.من دیگر تحمل این وضعیت را ندارم.

سپس شایان روبه روی قضات ایستاد و گفت: من و بهرام از چند سال قبل مصطفی را می شناختیم و می دانستیم به تنهایی زندگی می کند. آن روز قصد معامله ماشین را داشتیم که مصطفی به ما حمله کرد و ما ناچار شدیم او را بکشیم. عدم پیگیری اولیای دم موجب شده تا در این سالها بلاتکلیف و در انتظار اعدام باشیم باور کنید ما دیگر بازنشسته شدیم. حالا از دادگاه تقاضا دارم تا زودتر تکلیف مار را روشن کند. من حتی به مرگم راضی هستم اما دیگر نمی توانم در زندان بمانم.

در پایان این جلسه هیلت قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.


منبع خبر: وبسایت رکنا





همرسانی نوشتار: