قدرت مثال زدنی بوقچی ها در ایران

بوقچی، لیدر و مشوق؛ این نام هایی است که برای یک شغل کاذب در ورزش ایران تعریف شده است. افرادی که به بهانه تشویق تیم عضو کانون هواداران شده اند و با هر دلیل و بهانه ای علیه تیم یا بازیکنان مختلف شعار می دهند.

  1. ۶ روز،۲۲ ساعت قبل
  2. ۰
اخبار فوتبال,خبرهای فوتبال,حواشی فوتبال
به گزارش نوداد (سکوی اجتماعی خبر)

موضوع بوقچی ها فقط مربوط به باشگاه های فوتبال نیست، در والیبال نیز افرادی تحت عنوان تشویق کننده به کار گرفته شده اند که وظیفه آن ها روحیه دادن به تیم است اما گاه همین افراد برای تیم شان حاشیه سازی می کنند و اجازه نمی دهند تمرکز بازیکنان و مربی حفظ شود. موضوع بوقچی ها در فوتبال به مرحله بحران رسیده؛ به طوری که حسین ماهینی پس از اتفاقات رخ داده در ورزشگاه غدیر اهواز، مشکلات پیش آمده را به بوقچی باشگاه پرسپولیس ارتباط داد.

اتفاقی که با واکنش تند رییس کانون هواداران باشگاه و بوقچی این تیم همراه شد و او کاپیتان دوم سرخ پوشان را متهم به جانبداری از دوستانش (فرشاد احمدزاده و خیریت پرسپولیس) کرد. ماجرای بوقچی هایی که با دریافت مبالغ کلان به نفع یا ضرر یک فرد شعار می دهند، مثنوی هفتادمن است. آن ها با قدرتی که دارند، اجازه انتقاد از خودشان را می گیرند و حتی برخی خبرنگاران را تهدید می کنند تا علیه شان ننویسند. هنوز ماجرای بوقچی معروفی را که با مشت به صورت علی دایی کوبید، فراموش نکرده ایم.

این افراد که به طور عمده خبرنگاران منتقد را قلم فروخته می نامند با جوسازی علیه رسانه هایی که دست به انتقاد می زنند، ایجاد رعب و وحشت می کنند و به نظر می رسد عزمی برای مبارزه با آن ها وجود ندارد. همه افتخار بوقچی ها تغییر در مربی و مدیریت باشگاه ها بوده، آن ها در گفت وگوهای خصوصی به تغییر فلان مدیر افتخار می کنند و از درخواست ها برای تشویق فلان مربی، مرثیه ها می سرایند.

فضای مجازی نیز یکی از ابزارهای این افراد است تا به قدرت نمایی خود ادامه دهند. هوادارانی که کورکورانه این افراد را دنبال می کنند، به آن ها وجهه می دهند و قدرت شان را زیادتر می کنند تا علیه مدیر، بازیکن، خبرنگار و مربی شعار بدهند. به عنوان مثال چند ماه پیش بود که بوقچی های باشگاه پرسپولیس پس از جدایی علی اکبر طاهری، مدیرعامل پیشین پرسپولیس هیچ کس را لایق جایگزینی او نمی دانستند و با شعارهایی که مضمون «دکتر» داشت، در مدح طاهری شعر می سرودند.

تاریخچه بوقچی گری!

به گواه تاریخ، در سال های گذشته فقط دو نفر بوقچی در اطراف تیم های محبوب پایتخت وجود داشتند. اول شخصی به نام «ممد بوقی» که در پرسپولیس حضور داشت و دیگری فردی به نام حسن که به «حسن تارزان» معروف بود و استقلال را تشویق می کرد. این افراد برخلاف همکاران امروزی خود هرگز به دنبال سهم خواهی از باشگاه محبوب شان نبودند و همواره در پی تشویق تیم بودند.اما این روزها برخی بوقچی ها در هر مراسم و بازی رسمی و غیررسمی حضور دارند. از مدیران باشگاه پول می گیرند تا آن ها را تشویق کنند.

بسیاری از خبرنگاران، مدیران و بازیکنان فوتبال می دانند که در مراسم های مختلف باید بی دلیل به این افراد پول بدهند در غیر این صورت آبروی شان خواهد رفت و مجبورند در میان فریاد بوقچی ها، محل را ترک کنند. به هر ترتیب با نزدیک شدن به دهه ۷۰، این افراد تحت عنوان کانون هواداران کار خود را ادامه دادند و نوچه هایی برای خود جمع کردند. آن ها به بهانه عشق و علاقه، تیم محبوب هواداران را تشویق می کردند اما کار اصلی آن ها کسب درآمد از همین تشویق ها بود.

در دهه ۸۰ و با حرفه ای شدن لیگ برتر ایران، بوقچی ها قدرت زیادتری گرفتند و در دهه ۹۰ حتی در چیدمان تیم، تصمیمات مدیریتی و مسائل کلان باشگاه دخالت کردند. عشق به تیم جای خود را به تجارت از تشویق ها داد و بوقچی ها به رکن اساسی فوتبال ایران تبدیل شدند. قدرتمند شدن بوقچی ها در یک دهه گذشته چنان روند رو به رشدی گرفته که آن ها با احمدرضا عابدزاده و علی دایی نیز درگیر شدند، هنوز فراموش نکردیم روزی را که پرسپولیس با نتیجه چهار بر یک به استقلال اهواز باخته بود و افشین قطبی سرمربی وقت تیم، شاهد یک اتفاق هولناک بود.

بوقچی ها به رختکن باشگاه حمله کردند و با داد و فریاد بر سر بازیکنان، وسایل رختکن را شکستند. آن ها باج گیران نوین در فوتبال حرفه ای هستند. شخصیت هایی شبیه به کیوان در سریال شب های برره دارند و بدون تعصب به شخص خاصی، علیه هر آنکه به آن ها پول ندهد شعار می دهند. قدرت آن ها به جایی رسیده که گرشاسبی، سرپرست وقت پرسپولیس مجبور شد کاپیتان های تیمش را که با رییس کانون هواداران به مشکل برخورده بودند، آشتی دهد تا مبادا علیه او یا تیم حاشیه سازی شود. بوقچی ها در عین اینکه پشت پرده هستند اما تبدیل به دشمنی برای فوتبال شده اند که باید در مقابل شان با شجاعت ایستاد.

محمد آقایی فرد