ای کاش چند «آقا کریم» داشتیم

ای کاش چندین و چند آقا کریم داشتیم. چندتا آقا کریم برای کابینه های ادوار مختلف مان. برای نمایندگی مجلس. برای شهردار شدن و برای همه پست هایی که صندلی شان از کسی که روی آن نشسته بزرگ تر است.

  1. شنبه ۸ تیر ۹۸ ساعت ۱۱:۰۶ (۵ ماه،۱ هفته قبل)
کریم باقری
به گزارش نوداد (سکوی اجتماعی خبر)

روزنامه اعتماد نوشت: حتماً در جریان اتفاقاتی که در دو هفته اخیر برای باشگاه پرسپولیس افتاده، هستید. قهرمان سه دوره فوتبال ایران در اوج قدرت به یک باره با از دست دادن سرمربی اش انگار تمام شالوده اش از هم پاشیده شد و حالا نه در فصل نقل و انتقالات فعالیتی دارد، نه سرمربی این تیم مشخص شده و نه تمریناتش شروع شده است.

اگر کمی با مختصات فوتبال ایران آشنا باشید، می دانید که پیشکسوتان دو باشگاه استقلال و پرسپولیس بزرگ ترین دوست و دشمن این تیم ها هستند. همه آنهایی که معتقدند فقط خودشان هستند که می توانند تیم را نجات بدهند و دست خط هیچ کس دیگری را قبول ندارند. همه این عزیزان هم در همه سال های بعد از بوسیدن چهارگوشه زمین به عنوان بازیکن تمام تلاش شان را می کنند تا به نیمکت تیم شان برسند و در این میان اصلاً مهارت و صلاحیت خودشان و خیر باشگاه شان مهم نیست. در همه این سال ها بارها و بارها این داستان را شاهد بودیم. اما استثنائاً هفته گذشته اتفاقی افتاد که نه تنها در سپهر ورزش ما که به نظرم در نظام مدیریتی کشورمان هم بی سابقه بود.

در اوج استیصال پرسپولیسی ها در هفته گذشته برخی ها از احتمال سرمربیگری کریم باقری در این تیم خبر دادند. کسی نیست که آقا کریم را نشناسد و نداند موفقیت پرسپولیس در این سال ها تا چه میزان مرهون اوست. آقا کریم هم چند سالی کنار برانکو بوده و هم از تیم بهتر از هر کس دیگری شناخت دارد. در میان گزینه های موجود که هر روز سعی می کنند با فشار رسانه ای خودشان را به نیمکت پرسپولیس برسانند از همه شایسته تر است.

مثال های مشابه فراوانی داریم که با رفتن سرمربی گزینه ‎هایی در حد کریم باقری سریع و بی فوت وقت پریدند روی سکوی بالاتر و شدند سرمربی. اما آقا کریم هفته گذشته خیلی فروتنانه گفت که «در حد» سرمربیگری باشگاهی مثل پرسپولیس نیست! چندبار تاکنون این جمله به گوش تان خورده است؟ کدام مدیری را دیده اید که در قبال پیشنهاد پست مدیریتی بالاتر و پر زرق و برق تر چنین حرفی زده باشد؟ چه کسی را سراغ دارید که صندلی مدیریتی را دیده باشد و بعد بگوید: «نه! ممنون. من شایستگی اش را ندارم.» کمتر آدمی را دیده ام که در این سال ها به چنین خودشناسی از خودش رسیده باشد که از وسوسه قدرت و ثروت چشم بپوشد. ای کاش چندین و چند آقا کریم داشتیم. چندتا آقا کریم برای کابینه های ادوار مختلف مان. برای نمایندگی مجلس. برای شهردار شدن و برای همه پست هایی که صندلی شان از کسی که روی آن نشسته بزرگ تر است.